পড়ুন› দফতর ১› খ্রিস্টানদের মন্ত্রীকে অনুসরণ› দ্বিপদী ৩৭৮
M1:378 — دم بدم ما بستهٔ دام نویم / هر یکی گر باز و سیمرغی شویم
M1:378
شرحِ سروش — তাঁর রেকর্ড করা মসনবী বক্তৃতা থেকে
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: ما پیوسته گرفتار دامهای تازهای میشویم، حتی اگر هر کدام از ما مانند بازی شکاری یا سیمرغی آزاد و قدرتمند باشیم. معنا: این بیت بیان میکند که انسانها همواره در معرض فریبها و دامهای دنیا هستند و حتی با وجود توانایی و زیرکی فراوان نیز نمیتوانند از این گرفتاریها بگریزند.
شرح
در تفسیر این بیت، آن را بخشی از دعای سوزناک مولانا میدانم که پس از شرح داستان وزیر دغلباز (که او را دجالچشم میخواند) بر زبانش جاری میشود. مولانا در اینجا با دستانی بسته، اعتراف به گرفتاری و عجز خویش میکند و تجربهای عالمگیر را بیان میدارد: ما، آدمیان، همواره در محاصرهٔ دامها و فریبهای گوناگون هستیم. چه بسا از دامی بگریزیم و بیدرنگ در دام دیگری گرفتار آییم. این اعتراف، نه نشانهٔ ناامیدی، بلکه طلب یاری از خداوند است.
مولانا در این ابیات، ریشهٔ این گرفتاریها را در سرشت «حریص» آدمی میبیند. ما چون مرغان بینوا، تا نعمتی یا دانهای میبینیم، بیملاحظه به سویش میشتابیم و در دام میافتیم. نکتهٔ درخور تأمل آن است که حتی اگر هر یک از ما به مرتبهٔ «باز» یا «سیمرغ» برسیم — که نماد تیزبینی، قدرت و رهایی از بند هستند — باز هم از این دامها مصون نیستیم. این نشان میدهد که این دامها نه از ضعف صِرف ما، بلکه از ذات فریبندهٔ جهان و طبیعت طماع انسان برمیخیزد.
دعاهای مولانا در مثنوی، چنانکه پیشتر هم اشاره کردهام، کاملاً بیتکلف و برخاسته از «حال» است؛ مقتضای همان موقعیتی که او در آن قرار دارد. در این لحظه، پس از دیدن فریبکاری وزیر و با پی بردن به عمق آسیبپذیری انسان، مولانا دست به دعا برمیدارد و اعتراف به درماندگی خود و بشریت میکند و از خداوند «بینیاز» یاری میطلبد. این همنشینیِ قدرت روحی مولانا در مواضعی دیگر با اظهار عجز او در این بیت، نمودار فراز و نشیبهای فراوان و گوناگونی احوال او در مسیر سلوک است. او در این بیت بر شکنندگی و آسیبپذیری انسان تأکید میکند، فارغ از هرگونه ادعای ایمنی و مصونیت ذاتی.
نکات کلیدی
- انسانها، حتی قویترین و زیرکترینشان، پیوسته در دامهای نو گرفتار میشوند.
- سرشت «حریص» آدمی عامل اصلی افتادن در دامهای فریبنده دنیاست.
- مولانا در مواجهه با فریب دنیا، با فروتنی کامل اظهار عجز میکند و از خدا یاری میطلبد.
- دعاهای مثنوی برخاسته از «حال» و بیتکلف است و با موقعیتهای داستان گره خورده است.
Sources: d1-s30 · 00:23:57 d1-s30 · 00:20:00
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: Moment by moment, we are snared in new traps; even if each of us were to become a hawk or a phoenix. Meaning: This verse conveys the human predicament of constantly falling into new deceptions and traps of the world, suggesting that even those with great strength and cunning are not immune to these entanglements.
Explanation
In my interpretation of this verse, I see it as part of a heartfelt prayer by Mowlana, spontaneously uttered after recounting the tale of the deceitful minister, whom he likens to the one-eyed Dajjāl. Here, Mowlana, with 'bound hands,' confesses his own entrapment and helplessness, articulating a universal human experience: we, as human beings, are perpetually surrounded by diverse traps and deceptions. It is all too common for us to escape one snare only to fall immediately into another. This confession, far from signaling despair, is a plea for divine assistance.
Mowlana, in these verses, identifies the root of these entanglements in the inherently 'greedy' nature of humanity. Like helpless birds, as soon as we perceive a blessing, a morsel, or a grain, we rush towards it heedlessly and fall into the trap. It is noteworthy that even if each of us were to attain the stature of a 'hawk' or a 'phoenix' (Sīmurgh) — symbols of keen insight, power, and freedom from bondage — we would still not be immune to these traps. This suggests that these snares arise not merely from our inherent weakness, but from the world's deceptive nature and humanity's covetous disposition.
Mowlana's prayers throughout the Masnavi, as I have previously mentioned, are entirely unpretentious and emerge from his immediate 'state' (ḥāl); they are dictated by the very situation he finds himself in. At this moment, having witnessed the minister's deception and grasping the profound vulnerability of humanity, Mowlana raises his hands in prayer, confessing his own and humankind's helplessness, and seeking aid from the 'Independent' God. This interplay between Mowlana's spiritual strength in other contexts and his expression of helplessness in this verse exemplifies the numerous highs and lows, the varied spiritual states, he experiences on his path of spiritual journeying. In this verse, he underscores human fragility and vulnerability, eschewing any claim of inherent safety or immunity.
Key takeaways
- Humans, even the strongest and most cunning among them, are perpetually caught in new traps.
- Humanity's 'greedy' nature is a primary cause for falling into the world's deceptive snares.
- Mowlana, when faced with worldly deceit, expresses utter helplessness and seeks God's aid.
- The prayers in the Masnavi are spontaneous, stemming from the 'state' (ḥāl) and intimately linked to the narrative contexts.
Sources: d1-s30 · 00:23:57 d1-s30 · 00:20:00
به زبانِ تو — আপনার ভাষা · AI
此诗节言明,人总是会陷入世间的欺骗与罗网,即便拥有强大的力量和超凡的智慧,也无法幸免于难。
在我看来,这节诗是鲁米在讲述了那位奸诈大臣(他称之为独眼“伪救主”达加尔)的故事后,由衷发出的一段悲切祷告。在此,鲁米仿佛束手就擒,承认自身的无助与困境,道出了一种普世的人类经验:我们凡人,永远被形形色色的陷阱与骗局所包围。我们很可能刚逃出一个罗网,立刻又坠入另一个。这种坦白并非绝望的表示,而是向神明祈求援助。
鲁米在这些诗句中,将这种困境的根源归于人“贪婪”(حریص)的本性。我们如同无助的飞鸟,一见到恩惠或诱饵,便不顾一切地扑过去,结果落入陷阱。值得深思的是,即便我们每个人都达到了“神鹰”(باز)或“西摩格”(سیمرغ)的境界——它们象征着敏锐的洞察力、力量与挣脱束缚的自由——我们依然无法对这些罗网免疫。这表明,这些陷阱不仅源于我们自身的软弱,更源于这个世界迷惑人的本质以及人类贪婪的天性。
正如我之前提到的,《玛斯纳维》中鲁米的祷告完全是发自肺腑,源于他当下的“心境”(ḥāl);它们是由他所处的具体情境决定的。在这一刻,目睹了大臣的欺诈并领悟到人性的极度脆弱之后,鲁米举手祈祷,承认自己与全人类的无能为力,并向“无求于物”的真主寻求帮助。鲁米在其他情境中展现的精神力量,与他在此诗节中流露的无助感形成了对比,这正体现了他在灵修道路上所经历的无数起伏与多样的心境。在这节诗中,他强调了人的脆弱与易受伤害,摒弃了任何关于人天生安全或能自我豁免的主张。
- دم بدم
- 一个波斯语习语,意为“时时刻刻”、“接连不断”。
- باز
- 猎鹰或隼。在波斯文学中,它象征着高贵、力量、敏锐的洞察力以及与王权(或神圣)的联系。
- سیمرغ
- 西摩格,波斯神话中的神鸟,类似于凤凰。它象征着智慧、神圣的知识和灵性的向导。
این بیت بیان میکند که انسانها همواره در معرض فریبها و دامهای دنیا هستند و حتی با وجود توانایی و زیرکی فراوان نیز نمیتوانند از این گرفتاریها بگریزند.
این بیت بخشی از دعای سوزناک مولاناست که پس از شرح داستان وزیر فریبکار (که او را دجالچشم میخواند) بر زبانش جاری میشود. مولانا در اینجا با اعتراف به گرفتاری و عجز خود، تجربهای جهانی را بیان میکند: ما انسانها همواره در محاصرهٔ دامها و فریبهای گوناگون هستیم. چه بسا از دامی بگریزیم و بیدرنگ در دام دیگری گرفتار شویم. این اعتراف، نشانهٔ ناامیدی نیست، بلکه طلب یاری از خداوند است.
مولانا ریشهٔ این گرفتاریها را در سرشت «حریص» آدمی میبیند. ما مانند پرندگان بینوا، تا دانهای میبینیم، بیمحابا به سویش میشتابیم و در دام میافتیم. نکتهٔ قابل تأمل آن است که حتی اگر هر یک از ما به مرتبهٔ «باز» یا «سیمرغ» برسیم — که نماد تیزبینی، قدرت و رهایی هستند — باز هم از این دامها در امان نیستیم. این نشان میدهد که این دامها نه فقط از ضعف ما، بلکه از ذات فریبندهٔ جهان و طبیعت طمعکار انسان برمیخیزد.
دعاهای مولانا در مثنوی، کاملاً بیتکلف و برخاسته از «حال» است و با موقعیتی که در آن قرار دارد، گره خورده است. در این لحظه، پس از دیدن فریبکاری وزیر و پی بردن به عمق آسیبپذیری انسان، مولانا دست به دعا برمیدارد و به درماندگی خود و بشریت اعتراف میکند و از خداوند «بینیاز» یاری میطلبد. این بیت شکنندگی و آسیبپذیری انسان را، فارغ از هرگونه ادعای ایمنی و مصونیت، به زیبایی نشان میدهد.
- دم بدم
- لحظه به لحظه، پیوسته
- باز
- پرندهای شکاری و قدرتمند، نماد تیزبینی و بلندپروازی
- سیمرغ
- پرندهای افسانهای، نماد کمال، قدرت و رهایی
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.