পড়ুন› দফতর ৫› ভূমিকা› দ্বিপদী ১৬
M5:16 — گرچه عاجز آمد این عقل از بیان / عاجزانه جنبشی باید در آن
M5:16
অর্থ · به زبانِ تو — আপনার ভাষা · AI
با اینکه عقل ما از توصیف حقیقت الهی عاجز است، نباید دست از تلاش و کوشش در این راه برداشت و باید با признание به این عجز، حرکتی کرد.
این بیت در سرآغاز دفتر پنجم مثنوی، یک اصل مهم در سلوک عرفانی را بیان میکند. مولانا در ابیات قبل تأکید کرده که ذات الهی فراتر از درک عقل و خرد انسانی است و هر تلاشی برای توصیف کامل او، به نوعی گستاخی و فضولیِ عقل محسوب میشود (عقل اندر شرح تو شد بوالفضول).
اما این اعتراف به ناتوانی نباید به سکون و انفعال منجر شود. مولانا بلافاصله میگوید که انسان باید «عاجزانه» حرکتی کند. این «جنبش عاجزانه» به معنای تلاشی است که از موضع ضعف و نیاز صورت میگیرد، نه از موضع قدرت و دانایی کل. سالک میداند که به مقصد نهایی (شناخت کامل حق) نمیرسد، اما همین تلاش و حرکت در مسیر، خود ارزشمند و ضروری است. این اصل، راه را بر یأس و ناامیدی میبندد.
در بیت بعدی، مولانا این ایده را با یک قاعده معروف عربی تقویت میکند: «آنچه تمامش قابل درک نیست، نباید تمامش را رها کرد». همانطور که اگر کسی توانایی نوشیدن یک اقیانوس را ندارد، نباید از نوشیدن جرعهای آب هم امتناع کند. بنابراین، سخن گفتن از حق، هرچند ناقص، بهتر از سکوت مطلق است، زیرا همین بیان ناقص میتواند راهگشای دیگران و نشانهی طلب و عشق گوینده باشد.
- عاجز آمد
- ناتوان شد، درمانده شد
- بیان
- شرح دادن، توصیف کردن، سخن گفتن
- جنبشی
- حرکتی، تلاشی، کوششی
- در آن
- در آن راه، در آن کار (در اینجا: در راه بیان و توصیف حق)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.