পড়ুন দফতর ৬ ইঁদুরের কাকুতি-মিনতি করে ব্যাঙের সাথে সম্পর্ক স্থাপন করা দ্বিপদী ২৭০৯

M6:2709 — چون بمیرم فضل تو خواهد گریست / از کرم گرچه ز حاجت او بریست

چون بمیرم فضل تو خواهد گریستاز کرم گرچه ز حاجت او بریست
✦ এই বয়াতটি বাংলা ভাষায় রেন্ডার করুন

M6:2709

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — তাঁর রেকর্ড করা মসনবী বক্তৃতা থেকে

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

دو بخش markdown: ترجمه به فارسی روان: هنگامی که من بمیرم، فضل و کرم تو برایم خواهد گریست، زیرا لطف تو از سر بخشندگی است، گرچه خود از هیچ حاجتی بی‌نیاز است. معنا: این بیت بیانگر آرزوی عاشق است که فضل و عنایت معشوق، حتی پس از مرگ نیز او را فرانگزارد، و این گریستن نه از سر نیاز معشوق، بلکه از سر بخشندگی بی‌کران اوست.

شرح

این بیت دریچه‌ای است به ژرفای تمنای عاشق از معشوق، و حقیقتی از لطف بی‌حد و حصر الهی را برملا می‌کند. مولانا در اینجا به وضوح بیان می‌دارد که آن فضل و کرامتی که عاشق از معشوق امید دارد، حتی پس از رخت بربستن از این جهان نیز بر او خواهد گریست. نکته حیاتی اینجاست که این گریستنِ فضل، نه از سر نیازی است که معشوق به عاشق داشته باشد – چرا که حق‌تعالی غنی مطلق و بی‌نیاز از هر دو جهان است – بلکه صرفاً از کرم و بخشندگی بی‌منتهای او سرچشمه می‌گیرد. این کرم چنان بی‌قید و شرط است که هیچ استحقاق و لیاقتی از جانب عاشق نمی‌طلبد؛ «داد حق را قابلیت شرط نیست.» این عین رحمت فراگیری است که خورشیدوار بر حدث‌ها و ناپاکی‌ها می‌تابد، نه از آن‌ها چیزی می‌کاهد و نه انتظار پاداشی دارد، بلکه خود آن ناپاکی‌ها را به طهارت و نور تبدیل می‌کند، همان‌طور که فضولات بر اثر تابش آفتاب خشک می‌شوند و در گلخن‌ها نور می‌بخشند.

اما این آرزو یک لایه عمیق‌تر دارد که بلافاصله در ابیات بعدی نمایان می‌شود؛ تمنای عاشق این است که این لطف و یادکرد معشوق، نه پس از مرگ، بلکه همین اکنون و در زمان حیات به او برسد. من این را با آن سخن شیرین و نغز مولانا مقایسه می‌کنم که می‌گوید: «چو بر خاکم بخواهی بوسه دادن / رخم را بوسه ده اکنون همانم.» چه فایده‌ای دارد که پس از مرگ، بر خاک عاشق بگریند و بوسه دهند؟ ارزش و تأثیر واقعی این مهربانی‌ها و یادکردها، در زمان حیات و ادراک عاشق است. بنابراین، درخواستی انسانی در اینجا هست که می‌گوید: «اندکی زان لطف‌ها اکنون بکن / حلقه‌ای در گوش من کن زان سخن / آنکه خواهی گفت تو با خاک من / بر فشان بر مدرک غمناک من.» یعنی آن سخن مهرآمیز را که قرار است با خاک من بگویی، اکنون بر گوش‌ها و ذهن من، بر دستگاه ادراکی غم‌زده من بباران. نگذار که فرصت دوستی از دست برود.

این نه‌تنها یک آرزوی عارفانه برای وصال الهی است، بلکه یک پند اخلاقی و اجتماعی عمیق نیز در خود نهفته دارد: فرصت دوست داشتن و دوست داشته شدن را غنیمت شماریم. لطف عام الهی را باید در همین اکنون طلب کرد، چرا که ذات آن، بی‌نیازی و کرم مطلق است و برای تابیدن، سند و دلیلی نمی‌جوید. پس این بی‌نیازی و کرم، تضمینی است برای آنکه فضل معشوق، از سر بی‌حاجتی خود، بر محرومیت عاشق خواهد گریست، اما حکایت اصلی، به چگونگی دریافت این فضل در «اکنون» زندگی مربوط می‌شود.

نکات کلیدی

  • فضل و کرم الهی از سر بخشندگی مطلق است، نه از سر نیاز به عاشق.
  • عنایت معشوق نباید به بعد از مرگ موکول شود؛ باید لطف را در زمان حیات طلبید.
  • گریستن فضل بر عاشق، گواهی است بر بی‌نیازی و کرم بیکران حق.
  • لطف عام خداوند بی‌قید و شرط است و لیاقت و قابلیت را شرط نمی‌داند، همچون تابش خورشید بر همه چیز.
  • این بیت، دعوتی است به غنیمت شمردن فرصت مهرورزی و دریافت لطف الهی در لحظه حال.
  • مولانا خواستار آن است که سخنان مهربانانه معشوق، به جای خاک، بر ادراک و قلب زنده او ببارد.

Sources: d6-s62 · 05:24:48 d6-s62 · 07:23:48

به زبانِ تو — আপনার ভাষা · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.