পড়ুন দফতর ৬ এই হাদিসের ব্যাখ্যা: “মিথ্যা সন্দেহজনক এবং সত্য প্রশান্তিদায়ক” দ্বিপদী ৪২৯৪

M6:4294 — پس ز بی‌جوعیست وز تخمهٔ تمام / آن ملالت نه ز تکرار کلام

پس ز بی‌جوعیست وز تخمهٔ تمامآن ملالت نه ز تکرار کلام
✦ এই বয়াতটি বাংলা ভাষায় রেন্ডার করুন

M6:4294

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — তাঁর রেকর্ড করা মসনবী বক্তৃতা থেকে

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس آن دلزدگی و ملالت از سیری و پرخوریِ (از حقیقت) است، نه از تکراری بودن کلام (حق). معنا: مولانا در این بیت می‌گوید اگر از شنیدن سخنِ حق ملول می‌شویم، دلیل آن سیری و بی‌اشتهایی ما به حقیقت است، نه تکراری بودن خود سخن. این ملال از نقص ماست نه کلام.

شرح

مولانا در این بیت به نکته‌ای بس عمیق اشاره می‌کند که ریشهٔ بسیاری از دلزدگی‌ها و ملالت‌های ما را نشان می‌دهد. او با قاطعیت می‌گوید که اگر از شنیدن کلام حق ملول می‌شویم، گمان نکنیم که ایراد از تکرار کلام است؛ مشکل از سیری و پرخوری خود ماست، از این «بی‌جوعی» و «تخمهٔ تمام» ما به حقیقت. گویی از غذای حقیقت رودل کرده‌ایم و اشتهایی به آن نداریم، از این رو همان سخنان نغز و تازه را کهنه و ملال‌آور می‌یابیم. این یک تشخیص روانشناختی و عرفانی از حال ماست.

من بارها گفته‌ام که ملالت و افسردگی از آنجا برمی‌خیزد که چیزی برای انسان کهنه شود. اگر آدمی همواره در حال «نو شدن» باشد، و جهان را نیز هر روز نو ببیند، هرگز ملول نخواهد شد. همان‌طور که در جایی دیگر می‌گوید: «هر زمان نو صورتی و نو جمال / تا ز نو دیدن فرو میرد ملال». آب راکد است که خاشاک و گردوغبار بر آن می‌نشیند، اما آب جاری همواره تازه و زلال است. نکتهٔ اصلی در آموزهٔ مولانا این است که این «نو شدن» باید از بن و ریشه باشد، نه نو شدن‌های سطحی و موقت.

قرآن کریم نیز دربارهٔ بهشت می‌گوید که بهشتیان «لا یبغون عنها حولا»، یعنی هیچ‌گاه دلشان نمی‌خواهد از آنجا تغییر مکان دهند یا سیر شوند. ما ممکن است با خود بگوییم که چگونه ممکن است کسی از حوری و شراب و باغ بهشت که برای عموم مردم وعده داده شده، ملول نشود؟ مولانا در اینجا پاسخ می‌دهد: آنجا فضایی دیگر است که هر لحظه تازگی خود را حفظ می‌کند. انسان اگر از خودِ خودش ملول شود، بزرگ‌ترین افسردگی‌ها از همین «راکد ماندن» و «نو نشدن» سرچشمه می‌گیرد. این یک بیماری درونی است که درمانش نه با قرص، بلکه با حرکت و تجدد است.

مولانا این ایده را با یک مثال ملموس توضیح می‌دهد. به «نان دفع زبول» اشاره می‌کند، یعنی غذایی که برای رفع ضعف و گرسنگی می‌خوریم. چرا ما از نان خوردن سیر نمی‌شویم؟ چرا نمی‌گوییم «چقدر نان بخورم»؟ پاسخ این است که «گرسنگی‌ات نو می‌شود». هر بار گرسنگی تازه‌ای به سراغ ما می‌آید و همین گرسنگی تازه، همان نان دیرین را برای ما تازه و لذیذ می‌کند. لذت از گرسنگی است، نه از غذای جدید. وقتی درد گرسنگی نقد و زنده باشد، «نو شدن با جزو جزوش عقد شد»، یعنی تمام وجود با تازگی پیوند می‌خورد.

پس، اگر تو گرسنهٔ حقیقت باشی، اگر تشنهٔ کلام حق باشی، همان کلامی که شاید فردی سیر آن را کهنه و بی‌مزه بیابد، برای تو همواره نو خواهد بود و تو را نیز نو خواهد کرد. اما مولانا اینجا طعنه‌ای هم به ما می‌زند. می‌پرسد: «چطور از قیل‌وقال بازار و فریب دادن مردم و چانه‌زدن‌های بی‌پایان، هیچ ملول نمی‌شوی؟» و از آن عمیق‌تر، «چطور شصت سال تمام غیبت کردن و پشت سر دیگران بد گفتن، تو را سیر نکرده است؟» او با کنایه می‌گوید که بعضی افراد از «اکل لحم مردمان» (خوردن گوشت مردم، یعنی غیبت کردن) لذت می‌برند و از آن فربه می‌شوند، و بدون بدگویی زندگی‌شان نمی‌گذرد. همچنین می‌پرسد که چگونه برای فریفتن و دل بردن از یک زن، بارها و بارها با سوز و گداز حرف‌ها را تکرار می‌کنی و هیچ ملول نمی‌شوی؟

این‌ها نشان می‌دهد که مشکل از تکراری بودن «حرف حق» نیست؛ مشکل از بی‌اشتهایی و سیری درونی ماست. ما باید ایراد را در خودمان بجوییم. اگر از مثنوی سیر می‌شوی، اگر آن را کهنه می‌یابی، بدان که از سر سیری می‌خوانی. اما اگر با عطش و گرسنگی به سراغ آن بیایی، هر صفحه‌اش «ده‌ها نکته» و «ده‌ها دریا» دارد که تشنگان را سیراب می‌کند.

نکات کلیدی

  • ملالت و دلزدگی از سخن حق، نشانهٔ سیری و بی‌اشتهایی ما به حقیقت است، نه نقص کلام.
  • فردی که همواره در حال «نو شدن» است و جهان را نیز نو می‌بیند، هرگز ملول نمی‌شود.
  • عمیق‌ترین افسردگی از راکد ماندن و «ملول شدن از خود» برمی‌خیزد.
  • لذت از حقیقت، مانند لذت از غذا، به «جوع» و گرسنگی تازهٔ ما وابسته است.
  • مولانا نفاق کسانی را که از غیبت و فریب سیر نمی‌شوند، اما از سخن حق ملول می‌گردند، به چالش می‌کشد.
  • مثنوی، برای کسی که با عطش می‌خواند، هر لحظه دریاهایی از معرفت تازه می‌بخشد.

Sources: d6-s95 · 05:12:00 d6-s95 · 05:15:30 d6-s95 · 05:18:45 d6-s95 · 05:22:15 d6-s95 · 05:24:00 d6-s95 · 05:28:30

به زبانِ تو — আপনার ভাষা · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.