দিওয়ান-এ শামস› গজল ২৪৩৮› শের ২ ← পূর্ববর্তী · পরবর্তী →
দিওয়ান-এ শামস · غزل شمارهٔ ۲۴۳۸
- خرقه فلک ده شاخ از او برج قمر سوراخ از او وای ار بیفتد در کفش چون من سلیمی سادهای
G2438:2
আপনার ভাষা
আপনার ভাষায় এখনো কোনো অর্থ তৈরি হয়নি — এটি পুরো গজলের জন্য একবারে তৈরি হয়:
ai-draft · gemini-2.5-pro
এই শের-এর ব্যাখ্যা
এখনো লেখা হয়নি — এই গজলের পরিপ্রেক্ষিতে শেরটির একটি নিবিড় পাঠ:
সম্পূর্ণ গজল ↗
- 1 دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زادهای·در هیچ مسجد مکر او نگذاشته سجادهای
- 2 خرقه فلک ده شاخ از او برج قمر سوراخ از او·وای ار بیفتد در کفش چون من سلیمی سادهای
- 3 زد آتش اندر عود ما بر آسمان شد دود ما·بشکست باد و بود ما ساقی به نادر بادهای
- 4 در کار مشکل میکند در بحر منزل میکند·جان قصه دل میکند کو عاشقی دل دادهای
- 5 دل داده آن باشد که او در صبر باشد سخت رو·نی چون تو گوشه گشتهای در گوشهای افتادهای
- 6 در غصهای افتادهای تا خود کجا دل دادهای·در آرزوی قحبه یا وسوسه قوادهای
- 7 شرمی بدار از ریش خود از ریش پرتشویش خود·بسته دو چشم از عاقبت در هرزه لب گشادهای
- 8 خوب است عقل آن سری در عاقبت بینی جری·از حرص وز شهوت بری در عاشقی آمادهای
- 9 خامش که مرغ گفت من پرد سبک سوی چمن·نبود گرو در دفتری در حجرهای بنهادهای
ganjoor: sh2438 · public domain