দিওয়ান-এ শামস গজল ২৫৪৬ শের ২ ← পূর্ববর্তী · পরবর্তী →

দিওয়ান-এ শামস · غزل شمارهٔ ۲۵۴۶

  1. ورای کفر و ایمانی و مرکب تند می‌رانی چه بس بی‌باک سلطانی همین می‌کن که تو آنی

G2546:2

আপনার ভাষা

আপনার ভাষায় এখনো কোনো অর্থ তৈরি হয়নি — এটি পুরো গজলের জন্য একবারে তৈরি হয়:

এই শের-এর ব্যাখ্যা

এখনো লেখা হয়নি — এই গজলের পরিপ্রেক্ষিতে শেরটির একটি নিবিড় পাঠ:

সম্পূর্ণ গজল ↗

  1. 1 سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی·بدین حالم که می‌بینی وزان نالم که می‌دانی
  2. 2 ورای کفر و ایمانی و مرکب تند می‌رانی·چه بس بی‌باک سلطانی همین می‌کن که تو آنی
  3. 3 یکی بازآ به ما بگذر به بیشه جان‌ها بنگر·درختان بین ز خون تر به شکل شاخ مرجانی
  4. 4 شنودی تو که یک خامی ز مردان می‌برد نامی·نمی‌ترسد که خودکامی نهد داغش به پیشانی
  5. 5 مشو تو منکر پاکان بترس از زخم بی‌باکان·که صبر جان غمناکان تو را فانی کند فانی
  6. 6 تو باخویشی به بی‌خویشان مپیچ ای خصم درویشان·مزن تو پنجه با ایشان به دستانی که نتوانی
  7. 7 که شمس الدین تبریزی به جان بخشی و خون ریزی·ز آتش برکند تیزی به قدرت‌های ربانی

ganjoor: sh2546 · public domain