দিওয়ান-এ শামস› গজল ৩১১০› শের ২ ← পূর্ববর্তী · পরবর্তী →
দিওয়ান-এ শামস · غزل شمارهٔ ۳۱۱۰
- دایهٔ هستیها، چشمهٔ مستیها سرده مستانی، و آفت سرهایی
G3110:2
আপনার ভাষা
আপনার ভাষায় এখনো কোনো অর্থ তৈরি হয়নি — এটি পুরো গজলের জন্য একবারে তৈরি হয়:
ai-draft · gemini-2.5-pro
এই শের-এর ব্যাখ্যা
এখনো লেখা হয়নি — এই গজলের পরিপ্রেক্ষিতে শেরটির একটি নিবিড় পাঠ:
সম্পূর্ণ গজল ↗
- 1 جان جان مایی، خوشتر از حلوایی·چرخ را پر کردی زینت و زیبایی
- 2 دایهٔ هستیها، چشمهٔ مستیها·سرده مستانی، و آفت سرهایی
- 3 باغ و گنج خاکی، مشعلهٔ افلاکی·از طوافت کیوان یافته بالایی
- 4 وعده کردی کآیم، وعده را میپایم·ای قمر سیمایم، تو کرا میپایی؟
- 5 وقت بخشش جانا، کانی و دریایی·وقت گفتن مانا، که شکر میخایی
- 6 بیتوم پروا نی، جای تو پیدا نی·در پی تو دلها، خیره و هر جایی
- 7 هوش را برباید، عمر را افزاید·چشم را بگشاید، هرچه تو فرمایی
- 8 اندران مجلسها، که تو باشی شاها·جان نگنجد، تا تو ندهیش گنجایی
- 9 تلختر جام ای جان، صعبتر دام ای جان·آن بود که مانم، تا تو ندهیش گنجایی
- 10 تلختر جام ای جان، صعبتر دام ای جان·آن بود که مانم، بیتو در تنهایی
- 11 خوشترین مقصودی، با نوا ترسودی·آن بود که گویی:« چونی ای سودایی؟»
- 12 پختگان را خمری، بهر خامان شیری·بهر شیره و شیرت، بین تو خون پالایی
- 13 عشق تو خوش خیزی، در جگر آمیزی·دست تو خونریزی، دست را نالایی
- 14 گر شود هر دستی دستگیر مستی·نیست چاره پیدا، تا تو ناپیدایی
- 15 روحها دریا دان، جسمها کفها دان·تو بیا، ای آنک گوهر دریایی
- 16 سیدی مولایی، مسکنی مشوایی·مبدع الاشیاء مسکرالاجزاء
- 17 فالقالصباح، خالقالرواح·یا کریم الراح، ساعة السقاء
- 18 من نهادم دستم، بر دهان مستم·تا تو گویی که تو دادهٔ گویایی
ganjoor: sh3110 · public domain