দিওয়ান-এ শামস গজল ৩৬৭ শের ১৩ ← পূর্ববর্তী · পরবর্তী →

দিওয়ান-এ শামস · غزل شمارهٔ ۳۶۷

  1. وز ننگ قراضه جان عاشق ترک بازار و این دکان گفت

G367:13

আপনার ভাষা

আপনার ভাষায় এখনো কোনো অর্থ তৈরি হয়নি — এটি পুরো গজলের জন্য একবারে তৈরি হয়:

এই শের-এর ব্যাখ্যা

এখনো লেখা হয়নি — এই গজলের পরিপ্রেক্ষিতে শেরটির একটি নিবিড় পাঠ:

সম্পূর্ণ গজল ↗

  1. 1 دل آمد و دی به گوش جان گفت·ای نام تو این که می‌نتان گفت
  2. 2 درنده آنک گفت پیدا·سوزنده آنک در نهان گفت
  3. 3 چه عذر و بهانه دارد ای جان·آن کس که ز بی‌نشان نشان گفت
  4. 4 گل داند و بلبل معربد·رازی که میان گلستان گفت
  5. 5 آن کس نه که از طریق تحصیل·آموخت ز بانگ بلبلان گفت
  6. 6 صیادی تیر غمزه‌ها را·آن ابروهای چون کمان گفت
  7. 7 صد گونه زبان زمین برآورد·در پاسخ آن چه آسمان گفت
  8. 8 ای عاشق آسمان قرین شو·با او که حدیث نردبان گفت
  9. 9 زان شاهد خانگی نشان کو·هر کس سخنی ز خاندان گفت
  10. 10 کو شعشعه‌های قرص خورشید·هر سایه نشین ز سایه بان گفت
  11. 11 با این همه گوش و هوش مستست·زان چند سخن که این زبان گفت
  12. 12 چون یافت زبان دو سه قراضه·مشغول شد و به ترک کان گفت
  13. 13 وز ننگ قراضه جان عاشق·ترک بازار و این دکان گفت
  14. 14 در گوشم گفت عشق بس کن·خاموش کنم چو او چنان گفت

ganjoor: sh367 · public domain