দিওয়ান-এ শামস› গজল ৪৪৩› শের ১০ ← পূর্ববর্তী · পরবর্তী →
দিওয়ান-এ শামস · غزل شمارهٔ ۴۴۳
- خواهی بلرز و خواه ملرز اینْت گفتنیست گر بر لب و دهانم خود بند آهنیست
G443:10
আপনার ভাষা
আপনার ভাষায় এখনো কোনো অর্থ তৈরি হয়নি — এটি পুরো গজলের জন্য একবারে তৈরি হয়:
ai-draft · gemini-2.5-pro
এই শের-এর ব্যাখ্যা
এখনো লেখা হয়নি — এই গজলের পরিপ্রেক্ষিতে শেরটির একটি নিবিড় পাঠ:
সম্পূর্ণ গজল ↗
- 1 از دل به دل برادر گویند روزنیست·روزن مگیر گیر که سوراخ سوزنیست
- 2 هر کس که غافل آمد از این روزن ضمیر·گر فاضل زمانه بود گول و کودنیست
- 3 زان روزنه نظر کن در خانهٔ جلیس·بنگر که ظلمت است در او یا که روشنیست
- 4 گر روشن است و بر تو زند برق روشنش·میدان که کان لعل و عقیق است و معدنیست
- 5 پهلوی او نشین که امیر است و پهلوان·گل در رهش بکار که سروی و سوسنیست
- 6 در گردنش درآر دو دست و کنار گیر·برخور از آن کنار که مرفوع گردنیست
- 7 رو رخت سوی او کش و پهلوش خانه گیر·کان جا فرشتگان را آرام و مسکنیست
- 8 خواهم که شرح گویم میلرزد این دلم·زیرا غریب و نادر و بیما و بیمنیست
- 9 آن جا که او نباشد این جان و این بدن·از همدگر رمیده چو آبی و روغنیست
- 10 خواهی بلرز و خواه ملرز اینْت گفتنیست·گر بر لب و دهانم خود بند آهنیست
- 11 آهن شکافتن بر داوود عشق چیست؟·خامش که شاه عشق عجایب تهمتنیست
ganjoor: sh443 · public domain