দিওয়ান-এ শামস› গজল ৪৮৫› শের ৯ ← পূর্ববর্তী · পরবর্তী →
দিওয়ান-এ শামস · غزل شمارهٔ ۴۸۵
- به گرد خویش برآید دلم که جرمم چیست از آنک هر سببی با نتیجه مقرونست
G485:9
আপনার ভাষা
আপনার ভাষায় এখনো কোনো অর্থ তৈরি হয়নি — এটি পুরো গজলের জন্য একবারে তৈরি হয়:
ai-draft · gemini-2.5-pro
এই শের-এর ব্যাখ্যা
এখনো লেখা হয়নি — এই গজলের পরিপ্রেক্ষিতে শেরটির একটি নিবিড় পাঠ:
সম্পূর্ণ গজল ↗
- 1 سه روز شد که نگارین من دگرگونست·شکر ترش نبود آن شکر ترش چونست
- 2 به چشمهای که در او آب زندگانی بود·سبو ببردم و دیدم که چشمه پرخونست
- 3 به روضهای که در او صد هزار گل میرست·به جای میوه و گل خار و سنگ و هامونست
- 4 فسون بخوانم و بر روی آن پری بدمم·از آنک کار پریخوان همیشه افسونست
- 5 پری من به فسونها زبون شیشه نشد·که کار او ز فسون و فسانه بیرونست
- 6 میان ابروی او خشمهای دیرینهست·گره در ابروی لیلی هلاک مجنونست
- 7 بیا بیا که مرا بیتو زندگانی نیست·ببین ببین که مرا بیتو چشم جیحونست
- 8 به حق روی چو ماهت که چشم روشن کن·اگر چه جرم من از جمله خلق افزونست
- 9 به گرد خویش برآید دلم که جرمم چیست·از آنک هر سببی با نتیجه مقرونست
- 10 ندا همیرسدم از نقیب حکم ازل·که گرد خویش مجو کاین سبب نه زاکنونست
- 11 خدای بخشد و گیرد بیارد و ببرد·که کار او نه به میزان عقل موزونست
- 12 بیا بیا که هم اکنون به لطف کن فیکون·بهشت در بگشاید که غیر ممنونست
- 13 ز عین خار ببینی شکوفههای عجیب·ز عین سنگ ببینی که گنج قارونست
- 14 که لطف تا ابدست و از آن هزار کلید·نهان میانه کاف و سفینهٔ نونست
ganjoor: sh485 · public domain