দিওয়ান-এ শামস› গজল ৫৩১› শের ৪ ← পূর্ববর্তী · পরবর্তী →
দিওয়ান-এ শামস · غزل شمارهٔ ۵۳۱
- ای مطرب شیرین نفس عشرت نگر از پیش و پس کس نشنود افسون کس چون واقف اسرار شد
G531:4
আপনার ভাষা
আপনার ভাষায় এখনো কোনো অর্থ তৈরি হয়নি — এটি পুরো গজলের জন্য একবারে তৈরি হয়:
ai-draft · gemini-2.5-pro
এই শের-এর ব্যাখ্যা
এখনো লেখা হয়নি — এই গজলের পরিপ্রেক্ষিতে শেরটির একটি নিবিড় পাঠ:
সম্পূর্ণ গজল ↗
- 1 صوفی چرا هُشیار شد؟ ساقی چرا بیکار شد؟·مستی اگر در خواب شد مستی دگر بیدار شد
- 2 خورشید اگر در گور شد عالم ز تو پرنور شد·چشم خوشت مخمور شد چشم دگر خمار شد
- 3 گر عیش اول پیر شد صد عیش نو توفیر شد·چون زلف تو زنجیر شد دیوانگی ناچار شد
- 4 ای مطرب شیرین نفس عشرت نگر از پیش و پس·کس نشنود افسون کس چون واقف اسرار شد
- 5 ما موسییم و تو مها، گاهی عصا، گه اژدها·ای شاهدان ارزانبها چون غارت بلغار شد
- 6 لعلت شکرها کوفته چشمت ز رشک آموخته·جان، خانهٔ دل روفته، هین نوبت دیدار شد
- 7 هر بار عذری مینهی وز دست مستی میجهی·ای جان! چه دفعم میدهی؟ این دفع تو بسیار شد
- 8 ای کرده دل چون خارهای امشب نداری چارهای·تو ماه و ما استارهای، استاره با مه یار شد
- 9 ای ماه بیرون از افق ای ما تو را امشب قنق·چون شب جهان را شد تتق پنهان روان را کار شد
- 10 گر زحمت از تو بردهام پنداشتی من مردهام·تو صافی و من دردهام بیصاف دردی خوار شد
- 11 از وصل همچون روز تو در هجر عالم سوز تو·در عشق مکرآموز تو بس سادهدل عیار شد
- 12 نی تب بُدم، نی درد سر، سر میزدم دیوار بر·کز طمع آن خوش گُلشِکر قاصد دلم بیمار شد
ganjoor: sh531 · public domain