দিওয়ান-এ শামস গজল ৬৪৪ শের ৮ ← পূর্ববর্তী · পরবর্তী →

দিওয়ান-এ শামস · غزل شمارهٔ ۶۴۴

  1. گر ظلمت دل بود کنون روزن دل شد ور رهزن دین بود کنون قدوه دین شد

G644:8

আপনার ভাষা

আপনার ভাষায় এখনো কোনো অর্থ তৈরি হয়নি — এটি পুরো গজলের জন্য একবারে তৈরি হয়:

এই শের-এর ব্যাখ্যা

এখনো লেখা হয়নি — এই গজলের পরিপ্রেক্ষিতে শেরটির একটি নিবিড় পাঠ:

সম্পূর্ণ গজল ↗

  1. 1 تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد·هر جا که نشینیم چو فردوس برین شد
  2. 2 آن فکر و خیالات چو یأجوج و چو مأجوج·هر یک چو رخ حوری و چون لعبت چین شد
  3. 3 آن نقش که مرد و زن از او نوحه کنانند·گر بئس قرین بود کنون نعم قرین شد
  4. 4 بالا همه باغ آمد و پستی همگی گنج·آخر تو چه چیزی که جهان از تو چنین شد
  5. 5 زان روز که دیدیمش ما روزفزونیم·خاری که ورا جست گلستان یقین شد
  6. 6 هر غوره ز خورشید شد انگور و شکر بست·وان سنگ سیه نیز از او لعل ثمین شد
  7. 7 بسیار زمین‌ها که به تفصیل فلک شد·بسیار یسار از کف اقبال یمین شد
  8. 8 گر ظلمت دل بود کنون روزن دل شد·ور رهزن دین بود کنون قدوه دین شد
  9. 9 گر چاه بلا بود که بد محبس یوسف·از بهر برون آمدنش حبل متین شد
  10. 10 هر جزو چو جندالله محکوم خداییست·بر بنده امان آمد و بر گبر کمین شد
  11. 11 خاموش که گفتار تو ماننده نیلست·بر قبط چو خون آمد و بر سبط معین شد
  12. 12 خاموش که گفتار تو انجیر رسیدست·اما نه همه مرغ هوا درخور تین شد

ganjoor: sh644 · public domain