Divan Šemsa› Gazel 1429 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · G1429 · 10 stihova
غزل شمارهٔ ۱۴۲۹
Otvorite bejt za njegovu stranicu — značenje, tumačenje, teške riječi.
- G1429:1 نه آن بیبهره دلدارم که از دلدار بگریزمنه آن خنجر به کف دارم کز این پیکار بگریزم
- G1429:2 منم آن تخته که با من دروگر کارها داردنه از تیشه زبون گردم نه از مسمار بگریزم
- G1429:3 مثال تخته بیخویشم خلاف تیشه نندیشمنشایم جز که آتش را گر از نجار بگریزم
- G1429:4 چو سنگم خوار و سرد ار من به لعلی کم سفر سازمچو غارم تنگ و تاری گر ز یار غار بگریزم
- G1429:5 نیابم بوس شفتالو چو بگریزم ز بیبرگینبویم مشک تاتاری گر از تاتار بگریزم
- G1429:6 از آن از خود همیرنجم که منهم در نمیگنجمسزد چون سر نمیگنجد گر از دستار بگریزم
- G1429:7 هزاران قرن می باید که این دولت به پیش آیدکجا یابم دگربارش اگر این بار بگریزم
- G1429:8 نه رنجورم نه نامردم که از خوبان بپرهیزمنه فاسد معدهای دارم که از خمار بگریزم
- G1429:9 نیم بر پشت پالانی که در میدان سپس مانمنیم فلاح این ده من که از سالار بگریزم
- G1429:10 همیگویم دلا بس کن دلم گوید جواب منکه من در کان زر غرقم چرا ز ایثار بگریزم
ganjoor: sh1429 · public domain