Divan Šemsa Gazel 1971 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · G1971 · 24 stihova

غزل شمارهٔ ۱۹۷۱

Otvorite bejt za njegovu stranicu — značenje, tumačenje, teške riječi.

  1. G1971:1 از دخول هر غری افسرده‌ای در کار مندور بادا وصف نفس آلودشان از یار من
  2. G1971:2 دررمید از ننگ ایشان و خبیثی‌ها و مکراز وظیفه مدح یارم این دل هشیار من
  3. G1971:3 خاک لعنت بر سر افسوس داری بدرگیکو کند از خاکساری درهم این هنجار من
  4. G1971:4 ای بریده دست دزدی کو بدزدد حکمتمو آنگهی دکان بگیرد بر سر بازار من
  5. G1971:5 شرم ناید مر ورا از روی من شرم از کجاای حرامش باد هر تعلیم از اسرار من
  6. G1971:6 آن حرامی کز شقاوت تا رود گمره رودیا رب و ای ذوالجلال از حرمت دلدار من
  7. G1971:7 خاطرش از زیرکی یا آن ضمیرش از صفابر فراز عرش رفتی یاد کردی یار من
  8. G1971:8 ای دل مسکین من از شرکت ناکس مرمزانک این سنت ز نااهلان بود ناچار من
  9. G1971:9 گر غران و ملحدان مر آب و نان را می خورندخوردن نان هیچ نگذارم پی این عار من
  10. G1971:10 صبر کن تا دررسد یک مژده‌ای زان مه لقاصبر کن تا رو نماید ابر گوهردار من
  11. G1971:11 صبر آن باشد دلا کز مدح آن بحر صفارو نگردانی بلی و بشنوی گفتار من
  12. G1971:12 گیرم از لطف معانی رفت تمییز از جهانکی رود بوی دل و جان یم دربار من
  13. G1971:13 ور رود از دیگران بو از خدیوم کی روداز شهنشه شمس دین آن تا ابد تذکار من
  14. G1971:14 کز شراب جان من رویدهمی تبریز درلاله‌ها و گلبنان بر شیوه رخسار من
  15. G1971:15 ای خداوند این همه غیرت ز رشک سر توستای هوای نازنین و شاه بی‌آزار من
  16. G1971:16 من قیاسی کرده‌ام رشک تو را در حق اولیک اندر رشک تو باطل بود پرگار من
  17. G1971:17 ای شهنشه شمس دین دانم که از چندین حجاببشنود بیداریت این لابه‌های زار من
  18. G1971:18 بینش تو بیند این کز پرتو رشک خداستسنگ‌ها از هر طرف بر سینه سگسار من
  19. G1971:19 از کرم مپسند این را کاین سوار جان منجز به خرگاهت فرود آید از این رهوار من
  20. G1971:20 ور فروآید به جز خرگاه تو من از خدامن فنای محض خواهم ای خدایا یار من
  21. G1971:21 دوش دیدم کز هوس صد تخم مار اندر رگیدرفکندم امتحان را تا چه گردد مار من
  22. G1971:22 دیدمش ماری شده او هر زمان در می فزودمن پشیمان گشته‌ام زان صنعت و کردار من
  23. G1971:23 من پشیمان قصد او کردم و او از خشم خودبر زمین می زد همی دندان پرزهرار من
  24. G1971:24 کاین چنین شاگردکی بدفعل و بدرگ سر کشدای خدا ضایع مکن این رنج و این ادرار من

ganjoor: sh1971 · public domain