Divan Šemsa Gazel 2454 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · G2454 · 12 stihova

غزل شمارهٔ ۲۴۵۴

Otvorite bejt za njegovu stranicu — značenje, tumačenje, teške riječi.

  1. G2454:1 عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدیعاشق او شو که دهد ملکت عیش ابدی
  2. G2454:2 چونک سپید است و سیه روز و شب عمر همهعمر دگر جو که بود ساده چو نور صمدی
  3. G2454:3 ای تو فرورفته به خود گاه از آن گور و لحدغافل از این لحظه که تو در لحد بود خودی
  4. G2454:4 دیدن روزی ده تو رزق حلال است تو راگرم به دکان چه روی در پی رزق عددی
  5. G2454:5 نادره طوطی که توی کان شکر باطن تونادره بلبل که توی گلشنی و لعل خدی
  6. G2454:6 لیلی و مجنون عجب هر دو به یک پوست درونآینهٔ هر دو توی لیک درون نمدی
  7. G2454:7 عالم جان بحر صفا صورت و قالب کف اوبحر صفا را بنگر چنگ در این کف چه زدی
  8. G2454:8 هیچ قراری نبود بر سر دریا کف راز آنک قرارش ندهد جنبش موج مددی
  9. G2454:9 ز آنک کف از خشک بود لایق دریا نبودنیک به نیکی رود و بد برود سوی بدی
  10. G2454:10 کف همگی آب شود یا به کناری برودز آنک دورنگی نبود در دل بحر احدی
  11. G2454:11 موج برآید ز خود و در خود نظاره کندسجده کنان کای خود من آه چه بیرون ز حدی
  12. G2454:12 جمله جان‌هاست یکی وین همه عکس ملکیدیده احول بگشا خوش نگر ار باخردی

ganjoor: sh2454 · public domain