Divan Šemsa Gazel 2695 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · G2695 · 18 stihova

غزل شمارهٔ ۲۶۹۵

Otvorite bejt za njegovu stranicu — značenje, tumačenje, teške riječi.

  1. G2695:1 متاز ای دل سوی دریای ناریکه می‌ترسم که تاب نار ناری
  2. G2695:2 وجودت از نی و دارد نواییز نی هر دم نوایی نو برآری
  3. G2695:3 نیستانت ندارد تاب آتشوگرچه تو ز نی شهری برآری
  4. G2695:4 میان شهر نی منشین بر آذرکه هر سو شعله اندر شعله داری
  5. G2695:5 اگر نی سوی آتش میل داردچو میل رزق سوی رزق خواری
  6. G2695:6 نیاز آتش است آن میل تنهاکه آتش رزق می‌خواهد به زاری
  7. G2695:7 به هر چت نی بفرماید تو نی کنخلاف نی بکن از شهریاری
  8. G2695:8 خلافش کردی و نی در کمین استچو نی کم شد سر دیگر نخاری
  9. G2695:9 پدید آید تو را ناگه وجودینه نی دارد نه شکر آنچ داری
  10. G2695:10 یکی نوری لطیفی جان فزاییدر او می‌های گوناگون کاری
  11. G2695:11 گشایی پر و بالی کز حلاوتنمایی لطف‌های لاله زاری
  12. G2695:12 میان این چنین نوری نمایددگر خورشید و جان‌ها چون ذراری
  13. G2695:13 به نور او بسوزی پر خود راز شیرینی نورش گردی عاری
  14. G2695:14 ز ناله واشکافد قرص خورشیدکه گل گل وادهد هم خار خاری
  15. G2695:15 زبان واماند زین پس از بیانشزبان را کار نقش است و نگاری
  16. G2695:16 نگار و نقش چون گلبرگ باشدگدازیده شود چون آب واری
  17. G2695:17 بر آن ساحل که‌ای‌ن گل‌ها گدازیداگر خواهی تو مستی و خماری
  18. G2695:18 همی‌گو نام شمس الدین تبریزکز او این کارها را برگزاری

ganjoor: sh2695 · public domain