Divan Šemsa› Gazel 2839 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · G2839 · 14 stihova
غزل شمارهٔ ۲۸۳۹
Otvorite bejt za njegovu stranicu — značenje, tumačenje, teške riječi.
- G2839:1 بکشید یار گوشم که تو امشب آن ماییصنما بلی ولیکن تو نشان بده کجایی
- G2839:2 چو رها کنی بهانه بدهی نشان خانهبه سر و دو دیده آیم که تو کان کیمیایی
- G2839:3 و اگر به حیله کوشی دغل و دغا فروشیز فلک ستاره دزدی ز خرد کله ربایی
- G2839:4 شب من نشان مویت سحرم نشان رویتقمر از فلک درافتد چو نقاب برگشایی
- G2839:5 صنما تو همچو شیری من اسیر تو چو آهوبه جهان کی دید صیدی که بترسد از رهایی
- G2839:6 صنما هوای ما کن طلب رضای ما کنکه ز بحر و کان شنیدم که تو معدن عطایی
- G2839:7 همگی وبالم از تو به خدا بنالم از توبنشان تکبرش را تو خدا به کبریایی
- G2839:8 ره خواب من چو بستی بمبند راه مستیز همه جدام کردی مده از خودم جدایی
- G2839:9 مه و مهر یار ما شد به امید تو خدا شدکه زهی امید زفتی که زند در خدایی
- G2839:10 همه مال و دل بداده سر کیسه برگشادهبه امید کیسه تو که خلاصه وفایی
- G2839:11 همه را دکان شکسته ره خواب و خور ببستهبه امید آن نشسته که ز گوشهای درآیی
- G2839:12 به امید کس چه باشی که توی امید عالمتو به گوش می چه باشی که توی می عطایی
- G2839:13 به درون توست یوسف چه روی به مصر هرزهتو درآ درون پرده بنگر چه خوش لقایی
- G2839:14 به درون توست مطرب چه دهی کمر به مطربنه کم است تن ز نایی نه کم است جان ز نایی
ganjoor: sh2839 · public domain