Divan Šemsa› Gazel 3032 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · G3032 · 21 stihova
غزل شمارهٔ ۳۰۳۲
Otvorite bejt za njegovu stranicu — značenje, tumačenje, teške riječi.
- G3032:1 از پگه ای یار زان عقار سماییده به کف ما که نور دیده مایی
- G3032:2 زانک وظیفهست هر سحر ز کف تودور بگردان که آفتاب لقایی
- G3032:3 هم به منش ده مها مده به دگر کسعهد و وفا کن که شهریار وفایی
- G3032:4 در تتق گردها لطیف هلالیوز جهت دردها لطیف دوایی
- G3032:5 دور بگردان که دور عشق تو آمدخلق کجااند و تو غریب کجایی
- G3032:6 بر عدد ذره جان فدای تو کردیچرخ فلک گر بدی مه تو بهایی
- G3032:7 با همه شاهی چو تشنگان خماریمساقی ما شو بکن به لطف سقایی
- G3032:8 بهر تو آدم گرفت دبه و زنبیلبهر تو حوا نمود نیز حوایی
- G3032:9 آدم و حوا نبود بهر قدومتخالق میکرد گونه گونه خدایی
- G3032:10 در قدح تو چهار جوی بهشتستنه از شش و پنجست این سرورفزایی
- G3032:11 جمله اجزای ما شکفته کن این دمتا به فلک بررود غریو گوایی
- G3032:12 غبغب غنچه در این چمن بنخنددتا تو به خنده دهان او نگشایی
- G3032:13 طلعت خورشید تو اگر ننمایدیمن نیاید ز سایههای همایی
- G3032:14 خانه بیجام نیست خوب و منورراه رهاوی بزن کز اوست رهایی
- G3032:15 مشک که ارزد هزار بحر فروریزکوه وقاری و بحر جود و سخایی
- G3032:16 هر شب آید ز غیب چون گله بانیجان رهد از تن چو اشتران چرایی
- G3032:17 در عدمستان کشد نهان شتران راخوش بچراند ز سبزههای عطایی
- G3032:18 بند کند چشمشان که راه نبینندراه الهیست نیست راه هوایی
- G3032:19 چون بنهد رخ پیاده در قدم شاهجست دواسبه ز نیستی و گدایی
- G3032:20 کژ نرود زان سپس به راه چو فرزینخواب ببیند چو پیل هند رجایی
- G3032:21 مات شو و لعب گفت و گوی رها کنکان شه شطرنج راست راه نمایی
ganjoor: sh3032 · public domain