Divan Šemsa› Gazel 3139 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · G3139 · 9 stihova
غزل شمارهٔ ۳۱۳۹
Otvorite bejt za njegovu stranicu — značenje, tumačenje, teške riječi.
- G3139:1 صنما خرگه توم که بسازی و برکنیقلمیام به دست تو که تراشی و بشکنی
- G3139:2 منم آن شقه علم که گهم سرنگون کنیو گهی بر فراز کوه برآری و برزنی
- G3139:3 منم آن ذره هوا که در این نور روزنمسوی روزن از آن روم که تو بالای روزنی
- G3139:4 هله ذره مگو مرا چو جهان گیر خود مرادو جهان بیتو آفتاب کجا یافت روشنی
- G3139:5 همگی پوستم هله تو مرا مغز نغز گیرهمه خشکاند مغزها چو نبخشی تو روغنی
- G3139:6 اگرم شاه و بیتوام چه دروغست ما و منو گرم خاک و با توام چه لطیفست آن منی
- G3139:7 به تو نالم تو گوییم که تو را دور کردهامکه ببینم در این هوا که تو ذره چه میکنی
- G3139:8 به یکی ذره آفتاب چرا مشورت کندتو بکش هم تو زنده کن بکن ای دوست گردنی
- G3139:9 تو چه می دادهای به دل که چپ و راست میفتدو گهی نی چپ و نه راست و نه ترس و نه ایمنی
ganjoor: sh3139 · public domain