Divan Šemsa Gazel 326 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · G326 · 14 stihova

غزل شمارهٔ ۳۲۶

Otvorite bejt za njegovu stranicu — značenje, tumačenje, teške riječi.

  1. G326:1 حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی‌حالتلیلی کن و مجنون کن ای صانع بی‌آلت
  2. G326:2 صد حاجت گوناگون در لیلی و در مجنونفریادکنان پیشت کای مُعطیِ بی‌حاجت
  3. G326:3 انگشتریِ حاجت مُهریست سلیمانیرهنست به پیش تو از دست مده صحبت
  4. G326:4 بگذشت مهِ توبه آمد به جهان ماهیکاو بشکند و سوزد صد توبه به یک ساعت
  5. G326:5 ای گیج سری کان سر گیجیده نگردد ز اووی گول دلی کان دل یاوه نکند نیت
  6. G326:6 ما لنگ شدیم این جا بربند درِ خانهچرنده و پرنده لنگند در این حضرت
  7. G326:7 ای عشق توی کلی هم تاجی و هم غلیهم دعوت پیغامبر هم ده دلی امت
  8. G326:8 از نیست برآوردی ما را جگری تشنهبردوخته‌ای ما را بر چشمه این دولت
  9. G326:9 خارم ز تو گل گشته و اجزا همه کل گشتههم اول ما رحمت هم آخر ما رحمت
  10. G326:10 در خار ببین گل را بیرون همه کس بینددر جزو ببین کل را این باشد اهلیت
  11. G326:11 در غوره ببین می را در نیست ببین شیء راای یوسف در چه بین شاهنشهی و ملکت
  12. G326:12 خاری که ندارد گل در صدر چمن نایدخاکی ز کجا یابد؟ بی‌روح سر و سبلت
  13. G326:13 کف می‌زن و زین می‌دان تو منشاء هر بانگیکاین بانگِ دو کف نبود بی‌فرقت و بی‌وصلت
  14. G326:14 خامش که بهار آمد گل آمد و خار آمداز غیب برون جسته خوبان جهت دعوت

ganjoor: sh326 · public domain