Divan Šemsa› Gazel 886 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · G886 · 9 stihova
غزل شمارهٔ ۸۸۶
Otvorite bejt za njegovu stranicu — značenje, tumačenje, teške riječi.
- G886:1 از رسن زلف تو خلق به جان آمدندبهر رسن بازیش لولیکان آمدند
- G886:2 در دل هر لولیی عشق چو استارهایرقص کنان گرد ماه نورفشان آمدند
- G886:3 در هوس این سماع از پس بستان عشقسروقدان چون چنار دست زنان آمدند
- G886:4 بین که چه ریسیدهایم دست که لیسیدهایمتا که چنین لقمهها سوی دهان آمدند
- G886:5 لولیکان قنق در کف گوشه تتقوز تتق آن عروس شاه جهان آمدند
- G886:6 شاه که در دولتش هر طرفی شاهدیسینه گشاده به ما بهر امان آمدند
- G886:7 شیوه ابرو کند هر نفسی پیش ماگرچه که از تیر غمز سخته کمان آمدند
- G886:8 شب رو و عیار باش بر سر هر کوی از آنکزیر لحاف ازل نیک نهان آمدند
- G886:9 جانب تبریز در شمس حقم دیدهاندترک دکان خواندند چونک به کان آمدند
ganjoor: sh886 · public domain