Divan Šemsa› Gazel 899 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · G899 · 15 stihova
غزل شمارهٔ ۸۹۹
Otvorite bejt za njegovu stranicu — značenje, tumačenje, teške riječi.
- G899:1 یار مرا عارض و عذار نه این بودباغ مرا نخل و برگ و بار نه این بود
- G899:2 عهدشکن گشتهاند خاصه و عامهقاعده اهل این دیار نه این بود
- G899:3 روح در این غار غوره وار ترش چیستپرورش و عهد یار غار نه این بود
- G899:4 سیل غم بیشمار بار و خرم بردطمع من از یار بردبار نه این بود
- G899:5 از جهت من چه دیگ میپزد آن یارراتبه میر پخته کار نه این بود
- G899:6 دام نهان کرد و دانه ریخت به پیشمکینه نهان داشت و آشکار نه این بود
- G899:7 ناصح من کژ نهاد و برد ز راهمشرط امینی و مستشار نه این بود
- G899:8 در چمن عیش خار از چه شکفتهستمنبت آن شهره نوبهار نه این بود
- G899:9 شحنه شد آن دزد من ببست دو دستمسایسی و عدل شهریار نه این بود
- G899:10 مهل ندادی که عذر خویش بگویمخوی چو تو کوه باوقار نه این بود
- G899:11 میرسدم بوی خون ز گفت درشتشرایحه ناف مشکبار نه این بود
- G899:12 نوش تو را ذوق و طعم و لطف نه این بودوان شتر مست خوش عیار نه این بود
- G899:13 پیش شه افغان کنم ز خدعه قلابزر من آن نقد خوش عیار نه این بود
- G899:14 شاه چو دریا خزینهاش همه گوهرلیک شهم را خزینه دار نه این بود
- G899:15 بس که گلهست این نثار و جمله شکایتشاه شکور مرا نثار نه این بود
ganjoor: sh899 · public domain