Divan Šemsa Gazel 910 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · G910 · 9 stihova

غزل شمارهٔ ۹۱۰

Otvorite bejt za njegovu stranicu — značenje, tumačenje, teške riječi.

  1. G910:1 بر آستانه اسرار آسمان نرسدبه بام فقر و یقین هیچ نردبان نرسد
  2. G910:2 گمان عارف در معرفت چو سیر کندهزار اختر و مه اندر آن گمان نرسد
  3. G910:3 کسی که جغدصفت شد در این جهان خرابز بلبلان ببرید و به گلستان نرسد
  4. G910:4 هر آن دلی که به یک دانگ جو جوست ز حرصبه دانک بسته شود جان او به کان نرسد
  5. G910:5 علف مده حس خود را در این مکان ز بتانکه حس چو گشت مکانی به لامکان نرسد
  6. G910:6 که آهوی متأنس بماند از یارانبه لاله زار و به مرعای ارغوان نرسد
  7. G910:7 به سوی عکه روی تا به مکه پیوندیبرو محال مجو کت همین همان نرسد
  8. G910:8 پیاز و سیر به بینی بری و می‌بوییاز آن پیاز دم ناف آهوان نرسد
  9. G910:9 خموش اگر سر گنجینه ضمیرستتکه در ضمیر هدی دل رسد زبان نرسد

ganjoor: sh910 · public domain