Diwan-i Schams› Ghasel 1286 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · G1286 · 11 Verse
غزل شمارهٔ ۱۲۸۶
Jeden Beyt für seine eigene Seite öffnen — Wiedergabe, Kommentar, schwierige Wörter.
- G1286:1 شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازشدل خراب طپیدن گرفت از آغازش
- G1286:2 به بر گرفت رباب و ز سر نهاد کلهز دست رفت دل من چو دید سر بازش
- G1286:3 دل از بریشم او چون کلابه گردانستکلابه ظاهر و پنهان ز چشم قزازش
- G1286:4 دو سه بریشم از این ارغنون فروتر گیرکه تند میرسد آواز عقل پردازش
- G1286:5 بدانک تن چو غبارست و جان در او چون بادولیک فعل غبار تنست غمازش
- G1286:6 غبار جان بود و میرسد دگر جانیکه ذره ذره به رقص آمدست از آوازش
- G1286:7 جهان تنور و در آن نانهای رنگارنگتنور و نان چه کند آنک دید خبازش
- G1286:8 ز سینه نیست سماع دل و ز بیرون نیستفدات جانم هر جا که هست بنوازش
- G1286:9 شبی به طنز بگفتم دلا به مه بنگرکه هست مه را چیزی ز لطف پروازش
- G1286:10 چو آفتاب نهان شد به جای او بنهندچراغکی که بود شب شراراندازش
- G1286:11 به هر دو دست دل از ماه چشم خود بگرفتکه دل ز غیرت شه واقفست و از نازش
ganjoor: sh1286 · public domain