Diwan-i Schams› Ghasel 1852 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · G1852 · 11 Verse
غزل شمارهٔ ۱۸۵۲
Jeden Beyt für seine eigene Seite öffnen — Wiedergabe, Kommentar, schwierige Wörter.
- G1852:1 چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم منچو زاید آفتاب جان کجا ماند شب آبستن
- G1852:2 چه باشد خار گریان رو که چون سور بهار آیدنگیرد رنگ و بوی خوش نگیرد خوی خندیدن
- G1852:3 چه باشد سنگ بیقیمت چو خورشید اندر او تابدکه از سنگی برون ناید نگردد گوهر روشن
- G1852:4 چه باشد شیر نوزاده ز یک گربه زبون باشدچو شیر شیر آشامد شود او شیر شیرافکن
- G1852:5 یکی قطره منی بودی منی انداز کردت حقچو سیمابی بدی وز حق شدستی شاه سیمین تن
- G1852:6 منی دیگری داری که آن بحر است و این قطرهقراضه است این منی تو و آن من هست چون معدن
- G1852:7 منی حق شود پیدا منی ما فنا گرددبسوزد خرمن هستی چو ماه حق کند خرمن
- G1852:8 گرفتم دامن جان را که پوشیدهست تشریفیکه آن را نی گریبان است و نی تیریز و نی دامن
- G1852:9 قبای اطلس معنی که برقش کفرسوز آمدگر این اطلس همیخواهی پلاس حرص را برکن
- G1852:10 اگر پوشیدم این اطلس سخن پوشیده گویم بساگر خود صد زبان دارم نگویم حرف چون سوسن
- G1852:11 چنین خلعت بدش در سر که نامش کرد مدثرشعارش صورت نیر دثارش سیرت احسن
ganjoor: sh1852 · public domain