Diwan-i Schams› Ghasel 1956 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · G1956 · 9 Verse
غزل شمارهٔ ۱۹۵۶
Jeden Beyt für seine eigene Seite öffnen — Wiedergabe, Kommentar, schwierige Wörter.
- G1956:1 سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتنآستین را می فشاند در اشارت سوی من
- G1956:2 همچو چشم کشتگان چشمان من حیران اووز شراب عشق او این جان من بیخویشتن
- G1956:3 زیر جعد زلف مشکش صد قیامت را مقامدر صفای صحن رویش آفت هر مرد و زن
- G1956:4 مرغ جان اندر قفس می کند پر و بال خویشتا قفس را بشکند اندر هوای آن شکن
- G1956:5 از فلک آمد همایی بر سر من سایه کردمن فغان کردم که دور از پیش آن خوب ختن
- G1956:6 در سخن آمد همای و گفت بیروزی کسیکز سعادت می گریزی ای شقی ممتحن
- G1956:7 گفتمش آخر حجابی در میان ما و دوستمن جمال دوست خواهم کو است مر جان را سکن
- G1956:8 آن همای از بس تعجب سوی آن مه بنگریداز من او دیوانه تر شد در جمالش مفتتن
- G1956:9 میر مست و خواجه مست و روح مست و جسم مستاز خداوند شمس دین آن شاه تبریز و زمن
ganjoor: sh1956 · public domain