Diwan-i Schams› Ghasel 2235 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · G2235 · 9 Verse
غزل شمارهٔ ۲۲۳۵
Jeden Beyt für seine eigene Seite öffnen — Wiedergabe, Kommentar, schwierige Wörter.
- G2235:1 آمد خیال آن رخ چون گلستان توو آورد قصههای شکر از لبان تو
- G2235:2 گفتم بدو چه باخبری از ضمیر جانجان و جهان چه بیخبرند از جهان تو
- G2235:3 آخر چه بودهای و چه بودهست اصل توآخر چه گوهری و چه بودهست کان تو
- G2235:4 دلاله عشق بود و مرا سوی تو کشیداول غلام عشقم و آن گاه آن تو
- G2235:5 بنهاد دست بر دل پرخون که آن کیستهر چند شرم بود بگفتم کز آن تو
- G2235:6 بر چشم من فتاد ورا چشم گفت چیستگفتم مها دو ابر تر درفشان تو
- G2235:7 از خون به زعفران دلم دید لاله زارگفتم که گلرخا همه نقش و نشان تو
- G2235:8 هر جا که بوی کرد ز من بوی خویش یافتگفتم نکو نگر که چنینم به جان تو
- G2235:9 ای شمس دین مفخر تبریز جان ماستدر حلقه وفا بر دردی کشان تو
ganjoor: sh2235 · public domain