Diwan-i Schams› Ghasel 2915 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · G2915 · 11 Verse
غزل شمارهٔ ۲۹۱۵
Jeden Beyt für seine eigene Seite öffnen — Wiedergabe, Kommentar, schwierige Wörter.
- G2915:1 خوش بود گر کاهلی یک سو نهیوز همه یاران تو زوتر برجهی
- G2915:2 هست سرتیزی شعار شیر نرهست دم داری در این ره روبهی
- G2915:3 برفروز آتش زنه در دست توستیوسفت با توست اگر خود در چهی
- G2915:4 گر غروب آمد به گور اندرشدیباز طالع شو ز مشرق چون مهی
- G2915:5 گرم شد آن یخ ز جنبش بس گداختپس بجنب ای قد تو سرو سهی
- G2915:6 برجهان تو اسب را ترکانه زودکه به گوش توست خوب خرگهی
- G2915:7 سارعوا فرمود پس مردانه روگفت شاهنشاه جان نبود تهی
- G2915:8 همچو زهره ناله کن هر صبحگاهوآنگه از خورشید بین شاهنشهی
- G2915:9 بدر هر شب در روش لاغرتر استبعد کاهش یافت آن مه فربهی
- G2915:10 وقت دوری شاه پروردت به لطفتا چهها بخشد چو باشی درگهی
- G2915:11 بس کن آخر توبه کردی از مقالدر خموشیهاست دخل آگهی
ganjoor: sh2915 · public domain