Diwan-i Schams› Ghasel 843 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · G843 · 11 Verse
غزل شمارهٔ ۸۴۳
Jeden Beyt für seine eigene Seite öffnen — Wiedergabe, Kommentar, schwierige Wörter.
- G843:1 در عشق زنده باید، کز مُرده هیچ نایددانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زاید
- G843:2 گرمی شیر غرّان، تیزی تیغ برّاننَری جمله نران، با عشق کند آید
- G843:3 در راه رهزنانند، وین همرهان زنانندپای نگارکرده این راه را نشاید
- G843:4 طبل غزا برآمد وز عشق لشکر آمدکو رُستم سرآمد؟ تا دست برگشاید
- G843:5 رعدش بغرّد از دل، جانش ز ابر قالبچون برق بجهد از تن یک لحظهای نپاید
- G843:6 هرگز چنین سری را تیغ اجل نَبُرّدکاین سر ز سربلندی بر ساق عرش ساید
- G843:7 هرگز چنین دلی را غصّه فرو نگیردغمهای عالم او را شادی دل فزاید
- G843:8 دریا پیش ترش رو، او ابر نوبهارستعالم بدوست شیرین، قاصد ترش نماید
- G843:9 شیرش نخواهد آهو، آهوی اوست یاهومنکر در این چراخور بسیار ژاژ خاید
- G843:10 در عشق جوی ما را، در ما بجوی او راگاهی منش ستایم، گاه او مرا ستاید
- G843:11 تا چون صدف ز دریا بگشاید او دهانیدریای ما و من را چون قطره دررباید
ganjoor: sh843 · public domain