Diwan-i Schams› Ghasel 99 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · G99 · 20 Verse
غزل شمارهٔ ۹۹
Jeden Beyt für seine eigene Seite öffnen — Wiedergabe, Kommentar, schwierige Wörter.
- G99:1 دلارام نهان گشته ز غوغاهمه رفتند و خلوت شد برون آ
- G99:2 برآور بنده را از غرقه خونفرح ده روی زردم را ز صفرا
- G99:3 کنار خویش دریا کردم از اشکتماشا چون نیایی سوی دریا
- G99:4 چو تو در آینه دیدی رخ خوداز آن خوشتر کجا باشد تماشا
- G99:5 غلط کردم در آیینه نگنجیز نورت میشود لا کل اشیاء
- G99:6 رهید آن آینه از رنج صیقلز رویت میشود پاک و مصفا
- G99:7 تو پنهانی چو عقل و جمله از تستخرابیها عمارتها به هر جا
- G99:8 هر آنک پهلوی تو خانه گیردبه پیشش پست شد بام ثریا
- G99:9 چه باشد حال تن کز جان جدا شدچه عذر آرد کسی کز تست عذرا
- G99:10 چه یاری یابد از یاران همدلکسی کز جان شیرین گشت تنها
- G99:11 به از صبحی تو خلقان را به هر روزبه از خوابی ضعیفان را به شبها
- G99:12 تو را در جان بدیدم بازرستمچو گمراهان نگویم زیر و بالا
- G99:13 چو در عالم زدی تو آتش عشقجهان گشتست همچون دیگ حلوا
- G99:14 همه حسن از تو باید ماه و خورشیدهمه مغز از تو باید جدی و جوزا
- G99:15 بدان شد شب شفا و راحت خلقکه سودای توش بخشید سودا
- G99:16 چو پروانهست خلق و روز چون شمعکه از زیب خودش کردی تو زیبا
- G99:17 هر آن پروانه که شمع تو را دیدشبش خوشتر ز روز آمد به سیما
- G99:18 همیپرد به گرد شمع حسنتبه روز و شب ندارد هیچ پروا
- G99:19 نمییارم بیان کردن از این بیشبگفتم این قدر باقی تو فرما
- G99:20 بگو باقی تو شمس الدین تبریزکه به گوید حدیث قاف عنقا
ganjoor: sh99 · public domain