Divan-e Shams› Ghazal 103› Beyt 5 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۳
- نلرزد دست وقت زر شمردن چو بازرگان بداند قدر کالا
G103:5
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دل و جان را در این حضرت بپالا·چو صافی شد رود صافی به بالا
- 2 اگر خواهی که ز آب صاف نوشی·لب خود را به هر دردی میالا
- 3 از این سیلاب درد او پاک ماند·که جانبازست و چست و بیمبالا
- 4 نپرد عقل جزوی زین عقیله·چو نبود عقل کل بر جزو لالا
- 5 نلرزد دست وقت زر شمردن·چو بازرگان بداند قدر کالا
- 6 چه گرگینست وگر خارست این حرص·کسی خود را بر این گرگین ممالا
- 7 چو شد ناسور بر گرگین چنین گر·طلی سازش به ذکر حق تعالا
- 8 اگر خواهی که این در باز گردد·سوی این در روان و بیملال آ
- 9 رها کن صدر و ناموس و تکبر·میان جان بجو صدر معلا
- 10 کلاه رفعت و تاج سلیمان·به هر کل کی رسد حاشا و کلا
- 11 خمش کردم سخن کوتاه خوشتر·که این ساعت نمیگنجد علالا
- 12 جواب آن غزل که گفت شاعر·بقایی شاء لیس هم ارتحالا
ganjoor: sh103 · public domain