Divan-e Shams› Ghazal 1035› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۳۵
- بِنْدیش از آن روز که دَمهای شماری تو میزنی و وهم زنت شوی دگر بر
G1035:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر·گویی که نَزَد مرگْ تو را حلقه بهدر بر
- 2 بِنْدیش از آن روز که دَمهای شماری·تو میزنی و وهم زنت شوی دگر بر
- 3 خود را تو سپر کن به قبول همه احکام·زان پیش که تیر اجل آید به سپر بر
- 4 از آدمی ادراک و نظر باشد مقصود·کای رحمت پیوسته به ادراک و نظر بر
- 5 ای کان شکر فضل تو وین خلق چو طوطی·طوطی چه کند که ننهد دل به شکر بر
- 6 آن نیشکر از عشق تو صد جای کمر بست·شُکر تو نبشتهست بر اطراف کمر بر
- 7 جز شمس و قمر باصره را نور دگر ده·ای نور تو وافر شده بر شمس و قمر بر
- 8 از کار جهان سیر شده خاطر عارف·عاشق شده بر شیوه و بر کار دگر بر
- 9 دیدهست که گر نوش کند آب جهان را·بیحضرت تو آب ندارد به جگر بر
- 10 گیرم همه شب پاس نداری و نزاری·خود را بزن ای مخلص بر ورد سحر بر
- 11 آنها که شب و صبحدم آرام ندیدند·ناگاه فتادند بر آن گنج گهر بر
- 12 موسی همه شب نور همیجست و به آخر·نوری عجبی دید به بالای شجر بر
- 13 یعقوب وطن ساخت به جان طره شب را·تا بوسه زد آخر به رخ و زلف پسر بر
- 14 مقصود خدا بود و پسر بود بهانه·عاشق نشود جان پیمبر به بشر بر
- 15 او ز آل خلیلست و به آفل نکند میل·چون خار بود آفل او را به بصر بر
- 16 جز دوست، خلیلی نپذیرفت خلیلش·ور نه تن خود را نفکندی به شرر بر
- 17 ای گشته بت جان تو نقشی و کلوخی·انکار تو پس چیست به عباد حجر بر
- 18 یک لحظه بنه گوش که خواهم سخنی گفت·ای چشم خوشت طعنه زده نرگس تر بر
- 19 بر نقد زن ای دوست که محبوب تو نقدست·ای چشم نهاده همه بر بوک و مگر بر
- 20 بربستم لب را ز ره چشم بگویم·چیزی که رود مستی آن کله سر بر
- 21 نی نی بنگویم که عجب صید شگرف است·مرغ نظرست و ننشیند به خبر بر
ganjoor: sh1035 · public domain