Divan-e Shams Ghazal 1072 Beyt 5 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۷۲

  1. از خدا دریا همی‌خواهی و مار خشکی‌یی چون تو ماهی نیستی دریا به دست آورده گیر

G1072:5

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر·ور سپارم هر دمی جان دگر بسپرده گیر
  2. 2 سردهم این دم توی می بی‌محابا می‌خورم·گر کسی آید برد دستار و کفشم برده گیر
  3. 3 گر بگوید هوشیاری زرق را پرورده‌ای·با چنین برقی پیاپی زرق را پرورده گیر
  4. 4 جان من طغرای باقی دارد اندر دست خویش·صورتم امروز و فردایی‌ست او را مرده گیر
  5. 5 از خدا دریا همی‌خواهی و مار خشکی‌یی·چون تو ماهی نیستی دریا به دست آورده گیر
  6. 6 غوره افشاری و گویی من ریاضت می‌کنم·چونک میخواره نه‌ای رو شیره افشرده گیر
  7. 7 صوفیان صاف را گویی که دُردی خورده‌اند·صوفیان را صاف می‌دارد تو بستان درده گیر
  8. 8 هر شکوفه کز می ما نیست خندان بر درخت·گرچه او تازه‌ست و خندان هم کنون پژمرده گیر
  9. 9 شمس تبریزی تو خورشیدی و از تو چاره نیست·چونک بی‌تو شب بوَد استاره‌ها بشمرده گیر

ganjoor: sh1072 · public domain