Divan-e Shams› Ghazal 1125› Beyt 10 ← previous
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۱۲۵
- غیر دل و غیر تن هست تو را گوهری بیخبری زان گهر تا نشوی بیخبر
G1125:10
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر·چونک ببردی دلی باز مرانش ز در
- 2 چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما·زلفت اگر سر کشد عشوه هندو مخر
- 3 عشق بود گلستان پرورش از وی ستان·از شجره فقر شد باغ درون پرثمر
- 4 جمله ثمر ز آفتاب پخته و شیرین شود·خواب و خورم را ببر تا برسم نزد خور
- 5 طبع جهان کهنه دان عاشق او کهنه دوز·تازه و ترست عشق طالب او تازه تر
- 6 عشق برد جوبجو تا لب دریای هو·کهنه خران را بگو اسکی ببج کمده ور
- 7 هر کس یاری گزید دل سوی دلبر پرید·نحس قرین زحل شمس قرین قمر
- 8 دل خود از این عام نیست با کسش آرام نیست·گر تو قلندردلی نیست قلندر بشر
- 9 تن چو ز آب منیست آب به پستی رود·اصل دل از آتشست او نرود جز زبر
- 10 غیر دل و غیر تن هست تو را گوهری·بیخبری زان گهر تا نشوی بیخبر
ganjoor: sh1125 · public domain