Divan-e Shams Ghazal 1222 Beyt 2 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۲۲۲

  1. چه باشد در چنان دریا به غیر گوهر گویا چه باتابست آن گردون ز عکس بحر دربارش

G1222:2

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 چه دارد در دل آن خواجه که می‌تابد ز رخسارش·چه خوردست او که می‌پیچد دو نرگسدان خمارش
  2. 2 چه باشد در چنان دریا به غیر گوهر گویا·چه باتابست آن گردون ز عکس بحر دربارش
  3. 3 به کار خویش می‌رفتم به درویشی خود ناگه·مرا پیش آمد آن خواجه بدیدم پیچ دستارش
  4. 4 اگر چه مرغ استادم به دام خواجه افتادم·دل و دیده بدو دادم شدم مست و سبکسارش
  5. 5 بگفت ابروش تکبیری بزد چشمش یکی تیری·دلم از تیر تقدیری شد آن لحظه گرفتارش
  6. 6 مگر آن خواب دوشینه که من شوریده می‌دیدم·چنین بودست تعبیرش که دیدم روز بیدارش
  7. 7 شب تیره اگر دیدی همان خوابی که من دیدم·ز نور روز بگذشتی شعاع و فر انوارش
  8. 8 چه خواجست این چه خواجست این بنامیزد بنامیزد·هزاران خواجه می‌زیبد اسیر و بند دیدارش
  9. 9 کجا خواجه جهان باشد کسی کو بند جان باشد·چو او بنده جهان باشد نباشد خواجگی یارش

ganjoor: sh1222 · public domain