Divan-e Shams Ghazal 1256 Beyt 8 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۲۵۶

  1. مست میدانم ز مِی‌ دانم خراب شیشه مشکن مست میدان را مکش

G1256:8

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 آنک جانش داده‌ای آن را مکش·ور ندادی نقش بی‌جان را مکش
  2. 2 آن دو زلف کافر خود را بگو·کای یگانه اهل ایمان را مکش
  3. 3 آفتابا روی خود جلوه مکن·چند روزی ماه تابان را مکش
  4. 4 چون تو سیمرغی به قاف ذوالجلال·بازگرد و جمله مرغان را مکش
  5. 5 در میان خون هر مسکین مرو·جز قباد و شاه خاقان را مکش
  6. 6 گر مرا دربان عشقت بار داد·از سر غیرت تو دربان را مکش
  7. 7 گر فضولم من که مهمان توام·شرط نبود هیچ مهمان را مکش
  8. 8 مست میدانم ز مِی‌ دانم خراب·شیشه مشکن مست میدان را مکش
  9. 9 شمس تبریزی توی سلطان من·بازگشتم باز سلطان را مکش

ganjoor: sh1256 · public domain