Divan-e Shams› Ghazal 1271 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1271 · 12 beyts
غزل شمارهٔ ۱۲۷۱
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1271:1 باز درآمد طبیب از در رنجور خویشدست عنایت نهاد بر سر مهجور خویش
- G1271:2 بار دگر آن حبیب رفت برِ آن غریبتا جگر او کشید شربت موفور خویش
- G1271:3 شربت او چون ربود گشت فنا از وجودساقی وحدت بماند ناظر و منظور خویش
- G1271:4 نوش ورا نیش نیست ور بودش راضیمنیست عسل خواره را چاره ز زنبور خویش
- G1271:5 این شب هجران دراز با تو بگویم چراستفتنه شد آن آفتاب بر رخ مستور خویش
- G1271:6 غفلت هر دلبری از رخ خود رحمتستور نه ببستی نقاب بر رخ مشهور خویش
- G1271:7 عاشق حسن خودی لیک تو پنهان ز خودخلعت وصلت بپوش بر تن این عور خویش
- G1271:8 شکر که خورشید عشق رفت به برج حملدر دل و جانها فکند پرورش نور خویش
- G1271:9 شکر که موسی برست از همه فرعونیانباز به میقات وصل آمد بر طور خویش
- G1271:10 عیسی جان دررسید بر سر عازر دمیدعازر از افسون او حشر شد از گور خویش
- G1271:11 باز سلیمان رسید دیو و پری جمع شدبر همه شان عرضه کرد خاتم و منشور خویش
- G1271:12 ساقی اگر بایدت تا کنم این را تمامباده گویا بنه بر لب مخمور خویش
ganjoor: sh1271 · public domain