Divan-e Shams› Ghazal 1284› Beyt 6 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۲۸۴
- وجود چون زر خود را به عیش ده نه به غم که خاک بر سر آن زر که نیست درخور عیش
G1284:6
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش·دمی چو جان مجرد رویم در بر عیش
- 2 ز مرگ خویش شنیدم پیام عیش ابد·زهی خدا که کند مرگ را پیمبر عیش
- 3 به نام عیش بریدند ناف هستی ما·به روز عید بزادیم ما ز مادر عیش
- 4 بپرس عیش چه باشد برون شدن زین عیش·که عیش صورت چون حلقه ایست بر در عیش
- 5 درون پرده ز ارواح عیش صورتهاست·ز عکس ایشان این پرده شد مصور عیش
- 6 وجود چون زر خود را به عیش ده نه به غم·که خاک بر سر آن زر که نیست درخور عیش
- 7 بگویمت که چرا چرخ میزند گردون·کیش به چرخ درآورد تاب اختر عیش
- 8 بگویمت که چرا بحر موج در موجست·کیش به رقص درآورد نور گوهر عیش
- 9 بگویمت که چرا خاک حور و ولدان زاد·که داد بوی بهشتش نسیم عنبر عیش
- 10 بگویمت که چرا باد حرف حرف شدست·که تا ورق ورق آیی سبک ز دفتر عیش
- 11 بگویمت که چرا شب تتق فروآویخت·که گرد کست و عروسی بگیرد جا در عیش
- 12 بگفتمی سر پنج و چهار و هفت ولیک·به یک دو لعب فروماندهام به شش در عیش
ganjoor: sh1284 · public domain