Divan-e Shams› Ghazal 1304 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1304 · 17 beyts
غزل شمارهٔ ۱۳۰۴
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1304:1 باده نمیبایدم فارغم از درد و صافتشنه خون خودم آمد وقت مصاف
- G1304:2 برکش شمشیر تیز خون حسودان بریزتا سر بیتن کند گرد تن خود طواف
- G1304:3 کوه کن از کلهها بحر کن از خون ماتا بخورد خاک و ریگ جرعه خون از گزاف
- G1304:4 ای ز دل من خبیر رو دهنم را مگیرور نه شکافد دلم خون بجهد از شکاف
- G1304:5 گوش به غوغا مکن هیچ محابا مکنسلطنت و قهرمان نیست چنین دست باف
- G1304:6 در دل آتش روم لقمه آتش شومجان چو کبریت را بر چه بریدند ناف
- G1304:7 آتش فرزند ماست تشنه و دربند ماستهر دو یکی میشویم تا نبود اختلاف
- G1304:8 چک چک و دودش چراست زانک دورنگی به جاستچونک شود هیزم او چک چک نبود ز لاف
- G1304:9 ور بجهد نیم سوز فحم بود او هنوزتشنه دل و رو سیه طالب وصل و زفاف
- G1304:10 آتش گوید برو تو سیهی من سپیدهیزم گوید که تو سوختهای من معاف
- G1304:11 این طرفش روی نی وان طرفش روی نیکرده میان دو یار در سیهی اعتکاف
- G1304:12 همچو مسلمان غریب نی سوی خلقش رهینی سوی شاهنشهی بر طرفی چون سجاف
- G1304:13 بلک چو عنقا که او از همه مرغان فزودبر فلکش ره نبود ماند بر آن کوه قاف
- G1304:14 با تو چه گویم که تو در غم نان ماندهایپشت خمی همچو لام تنگ دلی همچو کاف
- G1304:15 هین بزن ای فتنه جو بر سر سنگ آن سبوتا نکشم آب جو تا نکنم اغتراف
- G1304:16 ترک سقایی کنم غرقه دریا شومدور ز جنگ و خلاف بیخبر از اعتراف
- G1304:17 همچو روانهای پاک خامش در زیر خاکقالبشان چون عروس خاک بر او چون لحاف
ganjoor: sh1304 · public domain