Divan-e Shams› Ghazal 131› Beyt 5 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۳۱
- رویهای زعفران را از جمالش تابها چشمهای محرمان را از غبارش توتیا
G131:5
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا·سوی کوه طور رفتم حبذا لی حبذا
- 2 دیدم آن جا پادشاهی خسروی جانپروری·دلربایی جانفزایی بس لطیف و خوشلقا
- 3 کوه طور و دشت و صحرا از فروغ نور او·چون بهشت جاودانی گشته از فر و ضیا
- 4 ساقیان سیمبر را جام زرینها به کف·رویشان چون ماه تابان پیش آن سلطان ما
- 5 رویهای زعفران را از جمالش تابها·چشمهای محرمان را از غبارش توتیا
- 6 از نوای عشق او آنجا زمین در جوش بود·وز هوای وصل او در چرخ دایم شد سما
- 7 در فنا چون بنگرید آن شاه شاهان یک نظر·پای همّت را فنا بنهاد بر فرق بقا
- 8 مطرب آنجا پردهها بر هم زند خود نور او·کی گذارد در دو عالم پردهای را در هوا
- 9 جمع گشته سایه الطاف با خورشید فضل·جمع اضداد از کمال عشق او گشته روا
- 10 چون نقاب از روی او باد صبا اندرربود·محو گشت آنجا خیال جملهشان و شد هبا
- 11 لیک اندر محو هستیشان یکی صد گشته بود·هست محو و محو هست آنجا بدید آمد مرا
- 12 تا بدیدم از ورای آن جهان جانصفت·ذرهها اندر هوایش از وفا و از صفا
- 13 بس خجل گشتم ز رویش آن زمان تا لاجرم·هر زمان زنار میببریدم از جور و جفا
- 14 گفتم ای مه توبه کردم توبهها را رد مکن·گفت بس راهست پیشت تا ببینی توبه را
- 15 صادق آمد گفت او وز ماه دور افتادهام·چون حجاج گمشده اندر مغیلان فنا
- 16 نور آن مه چون سهیل و شهر تبریز آن یمن·این یکی رمزی بود از شاه ما صدرالعلا
ganjoor: sh131 · public domain