Divan-e Shams› Ghazal 1353› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۳۵۳
- در آب چون نجهد زود ماهی از خشکی چو بانگ موج به گوشش رسد ز بحر زلال
G1353:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال·خطاب لطف چو شکر به جان رسد که تعال
- 2 در آب چون نجهد زود ماهی از خشکی·چو بانگ موج به گوشش رسد ز بحر زلال
- 3 چرا ز صید نپرد به سوی سلطان باز·چو بشنود خبر ارجعی ز طبل و دوال
- 4 چرا چو ذره نیاید به رقص هر صوفی·در آفتاب بقا تا رهاندش ز زوال
- 5 چنان لطافت و خوبی و حسن و جان بخشی·کسی از او بشکیبد زهی شقا و ضلال
- 6 بپر بپر هله ای مرغ سوی معدن خویش·که از قفس برهید و باز شد پر و بال
- 7 ز آب شور سفر کن به سوی آب حیات·رجوع کن به سوی صدر جان ز صف نعال
- 8 برو برو تو که ما نیز میرسیم ای جان·از این جهان جدایی بدان جهان وصال
- 9 چو کودکان هله تا چند ما به عالم خاک·کنیم دامن خود پر ز خاک و سنگ و سفال
- 10 ز خاک دست بداریم و بر سما پریم·ز کودکی بگریزیم سوی بزم رجال
- 11 مبین که قالب خاکی چه در جوالت کرد·جوال را بشکاف و برآر سر ز جوال
- 12 به دست راست بگیر از هوا تو این نامه·نه کودکی که ندانی یمین خود ز شمال
- 13 بگفت پیک خرد را خدا که پا بردار·بگفت دست اجل را که گوش حرص بمال
- 14 ندا رسید روان را روان شو اندر غیب·منال و گنج بگیر و دگر ز رنج منال
- 15 تو کن ندا و تو آواز ده که سلطانی·تو راست لطف جواب و تو راست علم سؤال
ganjoor: sh1353 · public domain