Divan-e Shams Ghazal 138 Beyt 4 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۳۸

  1. دیدمش بیمار جان را گفتمش چونی خوشی هین بگو چون نیست میوه برمبادا بی‌شما

G138:4

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 سکه رخسار ما جز زر مبادا بی‌شما·در تک دریای دل گوهر مبادا بی‌شما
  2. 2 شاخه‌های باغ شادی کان قوی تازه‌ست و تر·خشک بادا بی‌شما و تر مبادا بی‌شما
  3. 3 این همای دل که خو کردست در سایه شما·جز میان شعله آذر مبادا بی‌شما
  4. 4 دیدمش بیمار جان را گفتمش چونی خوشی·هین بگو چون نیست میوه برمبادا بی‌شما
  5. 5 روز من تابید جان و در خیالش بنگرید·گفت رنج صعب من خوشتر مبادا بی‌شما
  6. 6 چون شما و جمله خلقان نقش‌های آزرند·نقش‌های آزر و آزر مبادا بی‌شما
  7. 7 جرعه جرعه مر جگر را جام آتش می‌دهیم·کاین جگر را شربت کوثر مبادا بی‌شما
  8. 8 صد هزاران جان فدا شد از پی باده الست·عقل گوید کان می‌ام در سر مبادا بی‌شما
  9. 9 هر دو ده یعنی دو کون از بوی تو رونق گرفت·در دو ده این چاکرت مهتر مبادا بی‌شما
  10. 10 چشم را صد پر ز نور از بهر دیدار توست·ای که هر دو چشم را یک پر مبادا بی‌شما
  11. 11 بی شما هر موی ما گر سنجر و خسرو شوند·خسرو شاهنشه و سنجر مبادا بی‌شما
  12. 12 تا فراق شمس تبریزی همی خنجر کشد·دست‌های گل به جز خنجر مبادا بی‌شما

ganjoor: sh138 · public domain