Divan-e Shams Ghazal 1387 ← previous · next →

Divan-e Shams · G1387 · 13 beyts

غزل شمارهٔ ۱۳۸۷

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G1387:1 هین، خیره خیره می‌نگر اندر رخ صفراییمهر کس که او مکی بود داند که من بطحاییم
  2. G1387:2 زان لاله روی دلستان روید ز رویم زعفرانهر لحظه زان شادی فزا بیش است کارافزاییم
  3. G1387:3 مانند برف آمد دلم، هر لحظه می‌کاهد دلمآن جا همی‌خواهد دلم زیرا که من آن جاییم
  4. G1387:4 هر جا حیاتی بیشتر مردم در او بی‌خویشترخواهی بیا در من نگر کز شید جان شیداییم
  5. G1387:5 آن برف گوید دم به دم: «بگدازم و سیلی شومغلطان سوی دریا روم، من بحری و دریاییم»
  6. G1387:6 تنها شدم، راکد شدم، بُفسردم و جامد شدمتا زیر دندان بلا چون برف و یخ می‌خاییم
  7. G1387:7 چون آب باش و بی‌گره! از زخم دندان‌ها بجهمن تا گره دارم یقین می‌کوبی و می‌ساییم
  8. G1387:8 برف آب را بگذار هین، فقّاع‌های خاص بینمی‌جوشد و بر می‌جهد که تیزم و غوغاییم
  9. G1387:9 هر لحظه بخروشان‌ترم، برجسته و جوشان‌ترمچون عقل بی‌پر می‌پرم، زیرا چو جان بالاییم
  10. G1387:10 بسیار گفتم ای پدر، دانم که دانی این قدرکه چون نیم بی‌پا و سر، در پنجهٔ آن ناییم
  11. G1387:11 گر تو ملولستی ز من، بنگر در آن شاه زمنتا گرم و شیرینت کند آن دلبر حلواییم
  12. G1387:12 ای بی‌نوایان را نوا، جان ملولان را دواپران کنندهٔ جان، که من از قافم و عنقاییم
  13. G1387:13 من بس کنم بس از حنین، او بس نخواهد کرد از اینمن طوطیم عشقش شکر، هست از شکر گویاییم

ganjoor: sh1387 · public domain