دیوان شمس› غزل ۱۴۲۶› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴۲۶
- گهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر را درون عز فلک دارم برون ذل زمین دارم
G1426:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم·رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم
- 2 بدان شه که مرا آورد کلی روی آوردم·وزان کو آفریدستم هزاران آفرین دارم
- 3 گهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر را·درون عز فلک دارم برون ذل زمین دارم
- 4 درون خمره عالم چو زنبوری همیگردم·مبین تو نالهام تنها که خانه انگبین دارم
- 5 دلا گر طالب مایی برآ بر چرخ خضرایی·چنان قصری است حصن من که امن الؤمنین دارم
- 6 چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردان·چو من دولاب آن آبم چنین شیرین حنین دارم
- 7 چو دیو و آدمی و جن همیبینی به فرمانم·نمیدانی سلیمانم که در خاتم نگین دارم
- 8 چرا پژمرده باشم من که بشکفتهست هر جزوم·چرا خربنده باشم من براقی زیر زین دارم
- 9 چرا از ماه وامانم نه عقرب کوفت بر پایم·چرا زین چاه برنایم چون من حبل متین دارم
- 10 کبوترخانهای کردم کبوترهای جانها را·بپر ای مرغ جان این سو که صد برج حصین دارم
- 11 شعاع آفتابم من اگر در خانهها گردم·عقیق و زر و یاقوتم ولادت ز آب و طین دارم
- 12 تو هر گوهر که می بینی بجو دری دگر در وی·که هر ذره همیگوید که در باطن دفین دارم
- 13 تو را هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من·که از شمع ضمیر است آن که نوری در جبین دارم
- 14 خمش کردم که آن هوشی که دریابد نداری تو·مجنبان گوش و مفریبان که چشمی هوش بین دارم
ganjoor: sh1426 · public domain