Divan-e Shams› Ghazal 1429› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۲۹
- منم آن تخته که با من دروگر کارها دارد نه از تیشه زبون گردم نه از مسمار بگریزم
G1429:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 نه آن بیبهره دلدارم که از دلدار بگریزم·نه آن خنجر به کف دارم کز این پیکار بگریزم
- 2 منم آن تخته که با من دروگر کارها دارد·نه از تیشه زبون گردم نه از مسمار بگریزم
- 3 مثال تخته بیخویشم خلاف تیشه نندیشم·نشایم جز که آتش را گر از نجار بگریزم
- 4 چو سنگم خوار و سرد ار من به لعلی کم سفر سازم·چو غارم تنگ و تاری گر ز یار غار بگریزم
- 5 نیابم بوس شفتالو چو بگریزم ز بیبرگی·نبویم مشک تاتاری گر از تاتار بگریزم
- 6 از آن از خود همیرنجم که منهم در نمیگنجم·سزد چون سر نمیگنجد گر از دستار بگریزم
- 7 هزاران قرن می باید که این دولت به پیش آید·کجا یابم دگربارش اگر این بار بگریزم
- 8 نه رنجورم نه نامردم که از خوبان بپرهیزم·نه فاسد معدهای دارم که از خمار بگریزم
- 9 نیم بر پشت پالانی که در میدان سپس مانم·نیم فلاح این ده من که از سالار بگریزم
- 10 همیگویم دلا بس کن دلم گوید جواب من·که من در کان زر غرقم چرا ز ایثار بگریزم
ganjoor: sh1429 · public domain