Divan-e Shams› Ghazal 1432 ← previous · next →
Divan-e Shams · G1432 · 14 beyts
غزل شمارهٔ ۱۴۳۲
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G1432:1 تو خود دانی که من بیتو عدم باشم عدم باشمعدم خود قابل هست است از آن هم نیز کم باشم
- G1432:2 چو زان یوسف جدا مانم یقین در بیت احزانمحریف ظن بد باشم ندیم هر ندم باشم
- G1432:3 چو شحنه شهر شه باشم عسس گردم چو مه باشمشکنجه دزد غم باشم سقام هر سقم باشم
- G1432:4 ببندم گردن غم را چو اشتر می کشم هر جابجز خارش ننوشانم چو در باغ ارم باشم
- G1432:5 قضایش گر قصاص آرد مرا اشتر کند روزیجمازه حج او گردم حمول آن حرم باشم
- G1432:6 منم محکوم امر مر گه اشتربان و گه اشترگهی لت خواره چون طبلم گهی شقه علم باشم
- G1432:7 اگر طبال اگر طبلم به لشکرگاه آن فضلماز این تلوین چه غم دارم چو سلطان را حشم باشم
- G1432:8 بگیرم خرس فکرت را ره رقصش بیاموزمبه هنگامه بتان آرم ز رقصش مغتنم باشم
- G1432:9 چو شمعی ام که بیگفتن نمایم نقش هر چیزیمکن اندیشه کژمژ که غماز رقم باشم
- G1432:10 یقول العشق یا صاحی تساکر و اغتنم راحیفاشبعناک یا طاوی و داویناک یا اخشم
- G1432:11 شکرنا نعمه المولی و مولانا به اولیفهذا العیش لا یفنی و هذا الکاس لا یهشم
- G1432:12 افندی کالی میراسوذ لزمونو تا کالاسواذی نازس کنا خارس که تا من محتشم باشم
- G1432:13 یزک ای یار روحانی ورر عیسی بکی جانیسنک اول ایلکل قانی اگر من متهم باشم
- G1432:14 خمش باشم ترش باشم به قاصد تا بگوید اوخمش چونی ترش چونی تو را چون من صنم باشم
ganjoor: sh1432 · public domain