Dîvân de Shams Ghazal 1446 Distique 8 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۴۶

  1. تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم خود را چو فنا دیدم آهسته که سرمستم

G1446:8

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم·بس بند که بشکستم آهسته که سرمستم
  2. 2 در مجلس حیرانی جانی است مرا جانی·زان شد که تو می‌دانی آهسته که سرمستم
  3. 3 پیش آی دمی جانم زین بیش مرنجانم·ای دلبر خندانم آهسته که سرمستم
  4. 4 ساقی می جانان بگذر ز گران جانان·دزدیده ز رهبانان آهسته که سرمستم
  5. 5 رندی و چو من فاشی بر ملت قلاشی·در پرده چرا باشی آهسته که سرمستم
  6. 6 ای می بترم از تو من باده ترم از تو·پرجوش ترم از تو آهسته که سرمستم
  7. 7 از باده جوشانم وز خرقه فروشانم·از یار چه پوشانم آهسته که سرمستم
  8. 8 تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم·خود را چو فنا دیدم آهسته که سرمستم
  9. 9 هر چند به تلبیسم در صورت قسیسم·نور دل ادریسم آهسته که سرمستم
  10. 10 در مذهب بی‌کیشان بیگانگی خویشان·باد است بر ایشان آهسته که سرمستم
  11. 11 ای صاحب صد دستان بی‌گاه شد از مستان·احداث و گرو بستان آهسته که سرمستم

ganjoor: sh1446 · public domain