Dîvân de Shams Ghazal 1447 Distique 10 ← précédent · suivant →

Dîvân de Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۴۷

  1. بازم شه روحانی می خواند پنهانی بر می کشدم بالا شاهانه از این پستم

G1447:10

Votre langue

Pas encore de traduction dans votre langue — elle se fait pour le ghazal entier :

Commentaire sur ce distique

Pas encore écrit — une lecture attentive de ce distique dans son ghazal :

Le ghazal entier ↗

  1. 1 رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم·هم بی‌دل و بیمارم هم عاشق و سرمستم
  2. 2 صد گونه خلل دارم ای کاش یکی بودی·با این همه علت‌ها در شنقصه پیوستم
  3. 3 گفتا که نه تو مردی گفتم که بلی اما·چون بوی توام آمد از گور برون جستم
  4. 4 آن صورت روحانی وان مشرق یزدانی·وان یوسف کنعانی کز وی کف خود خستم
  5. 5 خوش خوش سوی من آمد دستی به دلم برزد·گفتا ز چه دستی تو گفتم که از این دستم
  6. 6 چون عربده می کردم درداد می و خوردم·افروخت رخ زردم وز عربده وارستم
  7. 7 پس جامه برون کردم مستانه جنون کردم·در حلقه آن مستان در میمنه بنشستم
  8. 8 صد جام بنوشیدم صد گونه بجوشیدم·صد کاسه بریزیدم صد کوزه دراشکستم
  9. 9 گوساله زرین را آن قوم پرستیده·گوساله گرگینم گر عشق بنپرستم
  10. 10 بازم شه روحانی می خواند پنهانی·بر می کشدم بالا شاهانه از این پستم
  11. 11 پابست توام جانا سرمست توام جانا·در دست توام جانا گر تیرم وگر شستم
  12. 12 چست توام ار چستم مست توام ار مستم·پست توام ار پستم هست توام ار هستم
  13. 13 در چرخ درآوردی چون مست خودم کردی·چون تو سر خم بستی من نیز دهان بستم

ganjoor: sh1447 · public domain