Divan-e Shams› Ghazal 1457› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۵۷
- دامی که درافتادی بنگر سوی دام افکن تا ناظر حق باشی ای مرغ گرفتارم
G1457:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم·هر چند که بیهوشم در کار تو هشیارم
- 2 با شیره فشارانت اندر چرش عشقم·پای از پی آن کوبم کانگور تو افشارم
- 3 تو پای همیبینی و انگور نمیبینی·بستان قدحی شیره دریاب که عصارم
- 4 اندر چرش جان آ گر پای همیکوبی·تا غوطه خورم یک دم در شیره بسیارم
- 5 زین باده نگردد سر زین شیره نشورد دل·هین چاشنیی بستان زین باده که من دارم
- 6 زین باده که داری تو پیوسته خماری تو·دانم که چه داری تو در روت نمیآرم
- 7 دامی که درافتادی بنگر سوی دام افکن·تا ناظر حق باشی ای مرغ گرفتارم
- 8 دام ار تک چه باشد فردوس کند حقش·ور خار خسک باشد حق سازد گلزارم
- 9 آن دم که به چاه آمد یوسف خبرش آمد·که کار تو می سازد ای خسته بیمارم
- 10 داروی تو می کوبم خرگاه تو می روبم·از ضد ضدش انگیزم من قادر و قهارم
- 11 گویم به حجر حی شو گویم به عدم شیء شو·گویم به چمن دی شو داری عجب اقرارم
- 12 شمس الحق تبریزی تو روشنی روزی·و اندر پی روز تو من چون شب سیارم
ganjoor: sh1457 · public domain