Divan-e Shams Ghazal 1493 Beyt 3 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۹۳

  1. بر باب بریدیم که از یار بریدیم زان جامعِ عشّاق به خضرای دمشقیم

G1493:3

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم·جان‌داده و دل‌بستهٔ سودای دمشقیم
  2. 2 زان صبحِ سعادت که بتابید از آن سو·هر شام و سحر مستِ سحرهای دمشقیم
  3. 3 بر باب بریدیم که از یار بریدیم·زان جامعِ عشّاق به خضرای دمشقیم
  4. 4 از چشمه بونواس مگر آب نخوردی·ما عاشقِ آن ساعدِ سقّای دمشقیم
  5. 5 بر مُصحفِ عثمان بنهم دست به سوگند·کز لولوی آن دلبر لالای دمشقیم
  6. 6 از باب فرج دوری و از باب فرادیس·کی داند کاندر چه تماشای دمشقیم
  7. 7 بر رَبْوَه برآییم چو در مهد مسیحیم·چون راهب سرمست ز حَمرای دمشقیم
  8. 8 در نیربِ شاهانه بدیدیم درختی·در سایه آن شسته و دروای دمشقیم
  9. 9 اخضر شده میدان و بغلطیم چو گویی·از زلف چو چوگان که به صحرای دمشقیم
  10. 10 کی بی‌مزه مانیم چو در مزه درآییم·دروازه شرقی سویدای دمشقیم
  11. 11 اندر جبل صالح کانی است ز گوهر·زان گوهر ما غرقه دریای دمشقیم
  12. 12 چون جنت دنیاست دمشق از پی دیدار·ما منتظر رأیت حسنای دمشقیم
  13. 13 از روم بتازیم سوم بار سوی شام·کز طره چون شام مطرای دمشقیم
  14. 14 مخدومی شمس الحق تبریز گر آن جاست·مولای دمشقیم و چه مولای دمشقیم

ganjoor: sh1493 · public domain